سومى وراء عقل و چشم ظاهرى است .
3 - درباره جنگ احد آمده ، زمانى كه جنگ خاتمه يافت ، على ( عليه السلام ) به نزد پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) آمده و عرض كردند : « مردم فرار كرده بودند ، و شما تنها بوديد ، من مثل پروانه گرد شما مىگشتم ، 16 ضربه سنگين بر بدنم وارد آمد ، در 4 ضربه روى خاك افتادم ، و هر بار مىديدم شخص خوشرو خوشبويى زير بازوى مرا مىگيرد ، و بلندم مىكند ، و مىگويد : بشتاب به يارى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، اين شخص كه بود » ؟ پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : « جبرئيل امين بود » . « 1 »
بعد از همين جنگ مكالمات بسيار جالبى بين مولى و پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) انجام گرفته كه خود حضرت على ( عليه السلام ) در نهجالبلاغه « 2 » به آن اشاره كرده است : على ( عليه السلام ) با حالتى غمگين به نزد پيامبر گرامى ( صلى الله عليه وآله ) آمده و پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) علت ناراحتى او را جويا شدند ، على ( عليه السلام ) عرض كرد افسوس مىخورم كه چرا شهيد نشدم ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : « على جان غصّه نخور
« ابْشِز فَانّ الشهادة مِنْ وراءك . . . فكيف صبُرك اذاً » :
« بشارت باد تو را ، زيرا به شهادت خواهى رسيد . . . پس چگونه است صبر تو در آن هنگام ؟ ! » حضرت در جواب مىگويد :
« يا رسول الله : ليس هذا من مواطِنِ الصبر ولكّن من مواطِنِ البُشْرى والشكر » :
« اى رسول خدا : اين مقام ، از مواضع صبر نيست ، بلكه از مواضع بشارت و شكر است ) صبر در برابر مصيبت و نقمت است ، و شهادت نعمت و كرامت است ، سؤال كنيد ، چقدر شكر مىكنى ؟
آرى مردم آزاده و دورانديش و طالب سعادت بايد به تماشاگه راز اين متّقى آيند ، و از جلوههاى يقين و معرفت او طرفى بندند ، و از نداى ملكوتى
« فزت و ربّ الكعبه »
او بعد از شكافتن فرق نازنينش بهره برگيرند ، و به هوش باشند ، از فردى الهام گيرند كه وقتى او در اثر آن ضربت به بستر بيمارى افتاد و ممنوع الملاقات
شد و امام حسن ( عليه السلام )
هامش
( 1 ) . شبلنجى اين قسمت را در نورالابصار چاپ دارالفكر ، صفحه 97 آورده است .
( 2 ) . خطبه 155 ، فيضالاسلام و 156 صبحى صالح .