داده نمىشود .
3 . اتّقوا النّارَ الّتى اعِدّتْ لِلكافرين « 1 » - در اين آيه ( النار ) مفعول واقع شده ، يعنى بپرهيزيد از آتشى كه مهيا شده براى كافرين ، مفسّرين گفتهاند ، وجه اين كه خاوند فرموده آتش الان مهيّا و آماده است ، يا اين كه فرموده بهشت الان موجود است ، با اين كه مىتوانست در موقع نياز آنها را يافريند ، اين است كه : اى بشر بدان ، نقد معامله مىكنيم ، نه نسيه ، اگرچه نسيه قادر متعال هم نقد است .
4 . اتَّقوا فِتْتَةً لاتُصيبَنّ الذّين ظَلموُا مِنكُم خاصة « 2 » - در اين آيه مفعول كلمه ( فتنه ) واقع شده ، يعنى بپرهيزيد از فتنهاى كه فقط دامن ظالمين شما را نمىگيرد ، بلكه دامن بىتفاوتان جامعه ( كه نظارهگر سيل گناه بودند و دم نزدند ) را هم مىگيرد ، و بلكه بالاتر دامن كسانى كه قبول ظلم كردند و مظلوم واقع شدند را هم مىگيرد .
از مجموع اين چند آيه و آيات ديگر قرآن مىتوان نتيجه گرفت كه : حقيقت تقوى پرهيز است ، پرهيز از گناه ، پرهيز از معصيت و نافرمانى ، جالب اين است كه : خداوند از خود به عنوان » اهل تقوى » ياد مىكند ( هو اهل التقوى و اهل المغفرة ) « 3 » بله او هم پرهيز از ظلم مىكند ، از اين كه اجر كسى را ضايع كند ، از اين كه ظلم ظالمان و عدل عادلان را به بوته فراموشى سپارد ، و تعالى اللّه عن ذلك علوّاً كبيرا .
بنابر اين كه تقوى حقيقتش ( پروا ) شد ، يك حالت نفسانى و روانى مىشود ، يك نيروى نامرئى كنترل كننده رفتار مىشود ، نه يك عمل و فعل ، يعنى فردى كه داراى اين حالت است متّقى مىشود و نتيجه چنين حالتى اجتناب از معصيت ،
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 48 - 131 .
( 2 ) . سوره انفال ، آيه 25 .
( 3 ) . سوره مدثر ، آيه 56 .