تفسير اين كلمهاى كه د رهالهاى از نور پيچيده شده اول به سراغ ريشه لغوى و سپس به سراغ آيات و روايات رفته و در پايان مختصرى درباره اهميت آن در قران به بحث مىنشينيم .
تقوى در لغت
« تقوى » در لغت از ريشه وقايه به معنى نگهدارى است كه تقيّه هم از همين ماده است ، زيرا نوعى نگهدارى و حفظ نيروها است ، تقوى را به خويشتندارى ، خود نگهدارى ، خويشتنبانى و پرهيز از گناه و پرواداشتن تفسير كردهاند ولى به نظر مىرسد بهترين تفسير و در واقع مرادف تقوى ( پرواداشتن ) است و بقيه تفاسر و معانى ، تفسير به لازمه آن است و چه بسا در مواردى معانى ديگر قابل طرح نيست مثلًا ترجمه تقوى در آيه ( 1 و 2 كه ذكر خواهد شد ) به « پرهيز » ترجمه صحيحى نيست زيرا خداوند و روز رستاخيز قابل پرهيز و دورى نيست .
تقوى در قرآن
وقتى به تمايشاى موارد استعمال تقوى در قرآن مىرويم ، مفعول اين فعل را مختلف مىيابيم براى نمونه به چند مورد اشاره مىكنيم :
1 . اتّقُوا اللّه - در اينجا مفعول ، اسم جلاله اللّه قرار داده شده ، يعنى بترسيد از خداوند و از او پروا داشته باشيد .
2 . اتّقُوا يَوماً لا تَجْرى نفسٌ عن نفس شيئاً « 1 » - در اينجا روز قيامت مفعول قرار گرفته است يعنى پروا داشته باشيد از روزى كه نَفْسى به جاى نفس ديگر جزا
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 48 - 131 .