ولى همّام به اين جواب مجمل قانع نشد و همچنان اصرار ورزيد لذا حضرت حمد خدا را به جا آورد و بر پيامبرش درود فرستادند ( شروع به جواب تفصيلى كرد ) فرمودند :
* * * شرح : همّام يكى از ياران پرهيزكار على ( عليه السلام ) بود و چه نام با مُسمّايى داشت ، زيرا ( همام ) به معنى بسيار غمگين است ، او همّ و غمّ بسيار داشت ولى همّ و غمّ او به خاطر دنيا نبود .
اختلاف است كه اين همّام كيست ؟ ابن ابى الحديد معتزلى مىگويد : همّام بن شريح است و مرحوم مجلسى در بحارالانوار مىگويد : اظهر اين است كه همّام بن عبادة بن خثيم « 1 » است يكى از عُبّاد هشتگانه مىباشد .
درباره علت - تامّل على ( عليه السلام ) در جواب همّام وجوهى گفتهاند كه : ما چهار وجه آن را ذكر مىكنيم :
1 . در آن مجلس افراد بيگانه و اغيارى بودهاند كه حضرت صلاح نمىديدند اين گوهر عظيم و گرانبها و اين كلمات پرمحتوى در اختيار بيگانگان قرار گيرد به همين جهت تأمل فرمود ، تا مجلس از اغيار خالى شود ، زيرا ( گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش ) .
2 . شوق و عطش همّام با تأمّل خود بيشتر كردند ، تا طالب بهتر در ژرفاى جان او تجاى گيرد ، و اين طريقه را در تعليم مطالب بايد از مولى على ( عليه السلام )
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغه خويى ، ج 12 ، ص 114 چاپ اسلاميه .