تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بعد از ثبوت محبت ، رضا ثمره آن است ، وقتى حبّ به محبوبى حاصل شد عاشق راضى بافعال معشوق است و اين بر دو نحو متصور است : 1 - به قدرى درجه حُبّ بالا مىرود كه اگر ناراحتى و جراحتى به شخص برسد درك نمىكند ، امام انسان جنگجو در گرما گرم جنگ اگر جراحتى به او وارد شود احساس درد نمىكند ، كسى كه در مسير كار مهمى در حال دويدن است و خار به پايش مىرود ، احساس درد نمىكند ، على ( عليه السلام ) در حين كشيدن تير از پاى مباركش چنان محو جمال محبوب شده كه احساس درد نمىكند ، به علاوه اين ناراحتىها زمانى است كه از غير محبوب به او مىرسد ، پس مسلماً اگر از محبوب به شخص بلايى برسد صاحب اين مرتبه از حُبّ درك شدت و محنت نمىكند ، و شكى نيست كه حبّ الهى شديدترين حُب‌ها و زيباترين آنها است زيرا جمالى زيباتر از جمال ربوبى نيست .
در بلا هم ميچشم لذّات او * مات اويم مات اويم مات او
2 - اين درجه پايين‌تر از درجه اول است ، در اين مرتبه شدت محبت و استغراق در دوستى بحدّى است كه شخص احساس درد مىكند ولى راضى و خوشنود است ، مثل كسى كه به خاطر شفاى بيماريش تن به عمل جراحى سختى مىدهد يا آن را عمل مىكند . يا مريض مزه تلخ دوا را با تمام وجود لمس مىكند ، به خاطر عشقى كه به سلامتى دارد آن را مصرف مىكند محِبّ خداوند هم ممكن است احساس ناراحتى در اثر گرفتارى به بلائى بكند ولى به واسطه يقين به ثواب‌هاى اخروى راضى و خوشنود است ، و اين معناى « الرضا ثمرة اليقين » « 1 » است .
عاشقم بر رنج خويش و درد خويش * بهر خوشنودى شاه فرد خويش
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، جلد 4 ، صفحه 145 نقل از غررالحكم .