تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
بدان اگر خودپسند نشدى مطمئاً خداپسند مىشوى و درمان اين بيمارى هم ممارست بر تقدم حق ديگران بر حق خود است ، اين درمانى است كه تنها در نزد پزشكان حقيقى عالم مىتوان به آن دست يافت . مرحوم الهى در ذيل اين فراز ( مشيهم التواضع ) چنين گويد .
برفتارند با مردم فروتن * نيارند از تواضع بر زبان من تواضع پيشه‌كن كز خودپرستى * درافتى ناگه از بالا به پستى سر از باد تكبر دار خالى * كه آتش بارد اين باد خيالى ميازار از تكبرخلق و هشدار * كه اين خوى بدت روزى كندخار مبين‌خودراكه خودبين همچوشيطان * نبيند تا ابد الطاف يزدان غرور و خودپسندى گشته معجون * به طبع مردم نالايق دون تواضع خلق مردان كريم است * تكبر خوى اوغاد « 1 » لئيم است تواضع خاك را سرو چمن كرد * تواضع قطره را دُرّ عدن كرد ببين در خويش عجز و بينوايى * مبين در كس بكبر و خودنمايى كه تنها پادشاه فرد سبحان * مقام كبريايى راست شايان به رازى كز زبان عشق گوئيم * ز دل نقش تكبر پاك شوئيم نبيند عاشق صادق پديدار * دراين گلشن به‌غيراز خويشتن‌خار خلايق را كه مرآت جمالند * نكو بيند كه در حدّ كمالند
هامش
( 1 ) . جمع وَغْد به معنى نادان و احمق و كم عقل و نيز به معنى بنده ، نوكر و خدمتكار نيز آمده است ( فرهنگ عميد ) .