تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
« خطبه همّام » دستورالعملى است بارى آنان كه مىخواهند به مقصود رسند ، آئينه‌اى است تمام‌نما براى پروا دارندگانى كه طالبند به سرچشمه زلال حقيقت دست يابند ، آنان كه دوستدار آراستگىاند و آراستگى را در باطن آراسته مىبينند . « خطبه همّام » صحنه‌اى از تأثير يك معلم حقيقى در شاگردى حقيقى است تأثيرى كه رخت بر بستن جانى از كالبدى را به همراه دارد ! تاريخ بسيار نشان داده كه سخن گويان بزرگ توانسته‌اند به تأثير سخن ، مستمع را بگريانند ، يا بخندانند ، يا سپاهى را براى جنگ و دفاع ( يا صلح و سازش ) بشورانند ، يا گروهى را به اندرز و نصيحت از خلق و خوئى زشت دور و به اخلاق و عاداتى نيكو نزديك سازند ، يا در نهايت شنونده را از خود بى خود ساخته و به تأثير سخن بيهوش نمايند ؛ ولى تاريخ نشان نداده كه خطيبى در طىّ سخنرانى خود ، مستمع را براى هميشه مدهوش كند و به جهان جاودانش رهسپار سازد و تنها « خطبه همّام » است كه مقام تأثير سخن را به درجه اعجازى رسانده و خارج از طرق بشرى تأثير كرده كه جان شنونده « همام » را از قفس طبيعت آزاد و به گلشن راز به پرواز درآورد . « خطبه همّام » از معروف‌ترين خطب مولى على ( عليه السلام ) است كه در كتب معتبر « شيعه و سنة » با كمى اختلاف ، نقل شده و پيوسته علماى بزرگ حفظ آن را مانند حفظ قرآن لازم دانسته و به شاگردان خود سفارش مىنموده‌اند . « خطبه همّام » در هر يك از قرون اسلامى ، نزد اهل دانش ، بزرگ‌ترين كتاب از نظر اخلاقى به شمار مىرفته و حتى بعضى همانند تلاوت قرآن ، مقيّد به خواندن آن بوده‌اند . يكى از اساتيد بزرگوار مىفرمود استادى داشتم كه وضو مىگرفت و رو به قبله مىنشست و به من مىفرمود اين خطبه را بخوان و در وقت خواندن مىگريست و ناله مىكرد . آرى ناله مىكرد و ناله دارد ، و چرا آنان كه مىفهمند ناله نكنند ! آنان
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 15 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي