گرچه حسن آغاز اين خطبه با برخورد به رحلت جانگداز رهبر انقلاب اسلامى آية الله العظمى امام خمينى ( ره ) انجامى اسفانگيز داشت و بحث استاد ناتمام ماند ولى با اشارت استاد و زير نظر ايشان ، باقيمانده خطبه نيز شرح و پس از قريب دو سال و نيم ، بحمدالله به پايان رسيد و لطف الهى مراحل تكميلى تا آماده شدن براى چاپ چنان كه اشاره كردم پيموده شد .
* * * بارى خطبه همّام يا خطبه متّقين ، قطرهاى زلال و درخشان از درياى متلاطم و بيكران علم مولى المتقين اميرالمؤمنين على ( عليه السلام ) است ، آن امام هُمامى كه نورى بر منار طريقت و نگاهبانى بر مسير شريعت بود .
امامى كه در خانه حق ( كعبه ) چشم به جهان گشود تا از ابتدا بيننده حق باشد ؛ نوجوانى كه در مكتب نبوت در برابر استادى چون نبى اكرم ( صلى الله عليه وآله ) زانو زد و كتاب وحى را ورق ورق مطالعه نمود تا تاريخ جهان را رقم زند .
آن شاگردى كه در اين مكتب قلم به دست گرفت تا دست قلم زنان باطل را قلم كند ، و آن سخنآموزى كه در اين مدرسه سخن گفتن آموخت تا پرچم فرياد را در سرزمين زشتيها برافرازد ؛ آن دست پرورده نبوت هر آنچه لازم بود فراگرفت و هر آنچه لازم بود در صحيفه خود به يادگار گذاشت .
او به جايى رسيد كه به فرموده خودش : « يَنْحدِرُ عَنِّى السَّيلُ وَلا يَرقَى إلَىَّ الطَّيرُ » « 1 » : « سير دانش از كوه فكرتم روان ، و مرغ انديشه بر فراز آن پرواز نتواند كرد » !
او به مقامى رسيد كه گرچه در وصف وى دانشمندان و سخنوران بزرگ تازى و فارسى مانند : حسان ، ابوفراس ، ابوتمام ، متنبّى ، حكيم سنايى ، فردوسى و غيره
هامش
( 1 ) . از جملات خطبه معروف به « شقشقيّه » .