بايد سطح فرهنگ مردم بالا رود و درك كنند كه ابرقدرتها عامل فساداند ، بايد بدانند تا مملكتى قوى نشود ، ملتش ذليل است و بايد بدانند حق گرفتنى است نه دادنى ، بايد بفهمند استكبار تابع حرف حساب نيست ، در اينجا مناسب است واقعيتى را با زبان طنز بيان كنم :
گويند دزدى شبانگاه براى دزدى از ديوار خانهاى بالا رفته و چون ديوار بلند بود ، بر زمين افتاده و پايش شكست ، صاحبخانه بر او ترحّم نموده رهايش كرد ، فردا دزد به حاكم شكايت كرد كه فلان شخص ديوار خانهاش را بيش از حدّ بالا برده و مرا به اين روز و حال انداخته ، حاكم او را خواست و علت بلند بودن ديوار را جويا شد ، مرد كه از قرائن متوجه شد حاكم خيلى حواسش پرت است ، و حرف حساب را نمىپذيرد ، تصميم گرفت مشكله جواب را از خود دور كرده و به گردن ديگرى بيندازد ، لذا گفت قربان ! تقصير بنّا است و من به او نگفته بودم اين مقدار ديوار را بالا ببرد ، حاكم بنا را خواست او هم گفت من 50 رديف مىچيدم ولى چون خشت مال ، خشتها را بزرگ گرفته و استاندارد نيست ديوار بلند شده ! حاكم خشت مال را هم خواست ، و او گفت قربان نجّار قالب خشتها را بزرگگرفته و من بىتقصيرم نجّار را هم خواست او گفت تقصير دختر همسايه روبرويى است زيرا وقتى اين قالب را مىساختم سرش را از پنجره خانه بيرون كرده و من
حواسم پرت شد ، او را خواست و به او گفت چه حقّى داشتى سرت را از پنجره بيرون كنى ، گفت :
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤١