تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
يك فرزند نامشروع ديگرى در بقاء خود هستند - اسلام هر دو را زير سؤال برده و حد ميانه را در پيش گرفته است ، هم بيت‌المال و انفال و اموال حكومت دارد و هم جمع ثورت را براى افراد به طور متعارف و مشروع تجويز كرده است ( البته الان كمونيست‌ها از نيمه راه برگشته‌اند شوروى خيلى وقت است برگشته و چين هم دنباله روى آن شده و دروازه‌هاى خود را به روى بازارهاى آزاد جهان باز كرده و اجازه سرمايه‌گذارى به هر كشورى را در چين داده است ) . و بالاخره اسلام در تمام امورش اعتدال را پيشه كرده و به اين ترتيب يك مسلمان واقعى نمىتواند انسان يك بعدى باشد و تنها نظر به جهت ماده يا به جهت معنا و يا تنها نظر به جنبه‌هاى فردى و يا اجتماعى نمىكند ، بلكه انسانى است همه جانبه ، متفكر ، باايمان ، دادگر ، مجاهد ، مبارز و در عين حال اهل معنويت و بندگى خدا و اهل زندگى و فعاليت و معاشرت . پس از اين كه اسلام حد وسط بين تمام افراط و تفريطها شد و نمونه گرديد ، و از طرفى افراد نمونه براى گواهى و شهادت انتخاب مىشوند ، مسلمانان مىتوانند گواه و شاهدى بر اهل عالم باشند ، همچنان كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در ميان مسلمانان فرد نمونه است ، مسلمانان عملًا گواهى مىدهند كه يك انسان مىتواند هم مرد دين و هم مرد دنيا و در عين اجتماعى بودن جنبه‌هاى روحانى و معنوى خود را حفظ كند و هر دو را مكمّل يكديگر قرار دهد ، گواهى مىدهند كه دين و علم و دنيا و آخرت و ماده و معنا همه در حدود صحيح با هم سازگاراند و در ميان آنها تضادّى نيست . در خاتمه از باب ختامُه مِسْكٌ اشاره به سخن على ( عليه السلام ) در نهج‌البلاغه « 1 » كنم ، در اين خطبه دارد كه دو برادر به نام‌هاى علاء بن زياد حارثى و عاصم بن زياد حارثى در بصره بودند هر دو از اصحاب على ( عليه السلام ) كه يكى به راه
هامش
( 1 ) . خطبه 200 فيض‌الاسلام و 209 صبحى صالح .
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 127 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي