[ وضع : ]
« وَضَعَها لِلْأَنَامِ »
تعبير به « وضع » در مورد « زمين » ، در برابر « رفع » در مورد « آسمان » ، علاوه بر لطف خاصى كه در اين مقابله است ، اشارهء پر معنايى به تسليم بودن زمين و منابع آن در مقابل انسان است . « 1 »
[ وَطْئاً : ]
« هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً »
« وَطْئاً » در اصل به معناى گام نهادن ، و همچنين به معناى توافق كردن است . « 2 »
[ وَطْر : ]
« زَيْدٌ مِّنْها وَطَراً »
« وَطْر » به معناى نياز و حاجت مهم است . « 3 »
[ وعظ : ]
« مَّوْعِظَةٌ مِّنْ رَبِّكُمْ »
« وعظ » ( و موعظه ) آن چنان كه در « مفردات » آمده است ، نهى آميخته به تهديد است ، ولى ظاهراً معناى « موعظه » وسيعتر از اين باشد ، همانگونه كه از « خليل » دانشمند معروف عرب ، در همان كتاب « مفردات » نقل شده كه : موعظه عبارت است از تذكّر دادن نيكىها ، كه توأم با رقّت قلب باشد .
در واقع هر گونه اندرزى كه در مخاطب تأثير
هامش
( 1 ) . رحمن ، آيهء 10 ( ج 23 ، ص 121 )
( 2 ) . مزمّل ، آيهء 6 ( ج 25 ، ص 180 )
( 3 ) . احزاب ، آيهء 37 ( ج 17 ، ص 344 )