هستهء خرما مىشد . « 1 »
[ نهج : ]
« شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً »
« نهج » و « منهاج » به راه روشن مىگويند . « 2 »
[ نَهَر : ]
« في جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ »
« نَهَر » ( بر وزن قمر ) و همچنين « نَهْر » ( بر وزن قهر ) هر دو به معناى مجراى آب فراوان است و به همين مناسبت گاهى به فضاى گسترده ، يا فيض عظيم و نور گسترده « نهر » ( بر وزن قمر ) گفته شده است .
اين واژه در آيهء مورد بحث ، ( قطع نظر از حديث ) ممكن است به همان معناى اصلى يعنى نهر آب بوده باشد ، و مفرد بودن آن مشكلى ايجاد نمىكند ؛ چرا كه معناى جنس و جمع دارد ، بنابراين ، هماهنگ « جنات » جمع « جنت » است . و نيز ممكن است اشاره به وسعت فيض الهى ، نور و روشنايى گسترده بهشت و فضاى وسيع آن باشد ، و يا به هر دو معنا . « 3 »
[ نُهى : ]
« لَآياتٍ لّاُولِي النُّهى »
« نُهى » از مادّهء « نهى » در اينجا به معناى « عقل » است چرا كه عقل ، انسان رااز زشتىها و بدىها نهى مىكند . « 4 »
[ نُهِيْتُ : ]
« قُلْ إِنِّي نُهيتُ »
« نُهِيْتُ » ( ممنوع شدهام ) از مادّهء « نَهْى » كه به صورت فعل ماضى مجهول آورده شده ، اشاره به اين است كه : ممنوع بودن پرستش بتها چيز تازهاى نيست بلكه همواره چنين بوده و خواهد بود . « 5 »
* * *
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 95 ( ج 5 ، ص 442 )
( 2 ) . مائده ، آيهء 48 ( ج 4 ، ص 509 )
( 3 ) . قمر ، آيهء 54 ( ج 23 ، ص 89 )
( 4 ) . طه ، آيهء 128 ( ج 13 ، ص 366 )
( 5 ) . انعام ، آيهء 56 ( ج 5 ، ص 327 )