[ نُكْر : ]
« جِئْتَ شَيْئاً نُّكْراً »
« نُكْر » به معناى كار مشكل و بىسابقه يا كم سابقه و به معناى زشت و منكر است ، و بازتاب آن قوىتر از كلمهء « امْر » كه در ماجراى سوراخ كردن كشتى بود مىباشد ، دليل آن هم روشن است ؛ زيرا كار اول او زمينه خطرى براى جمعى فراهم كرد كه به زودى متوجّه شدند و خطر را دفع كردند ، ولى در اقدام دوم ، ظاهراً او مرتكب جنايتى شده بود . « 1 »
[ نُكُر : ]
« إِلى شَيْءٍ نُّكُرٍ »
« نُكُر » مفرد است و از مادّهء « نكاره » به معناى موضوع وحشتناك و ناشناخته است . « 2 »
[ نُكَفِّر : ]
« لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ »
« نُكَفِّر » از مادّهء « تكفير » ، در اصل به معناى « پوشاندن » است ، و منظور از پوشاندنِ گناهان در اينجا عفو و بخشش الهى است . « 3 »
[ نَكِير : ]
« فَكَيْفَ كَانَ نَكيرِ »
واژهء « نَكِير » از مادّهء « انكار » و به معناى همان است ، و منظور از انكار خداوند همان مجازات و عذاب او است .
« نَكِيرِ » به معناى « انكار » است ، و در سورهء « ملك » كنايه از عقوبت مىباشد ، زيرا انكار خداوند در برابر افعال اين اقوام از طريق مجازات آنها صورت گرفته است .
بايد توجّه داشت اين كلمه در اصل « نكيرى » بوده ، همان گونه كه « نذير » در آيهء قبل « نذيرى » بوده ، ياء متكلم محذوف شده ، و كسره كه دلالت بر آن مىكند باقى مانده است . « 4 »
[ نَمَارِق : ]
« وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ »
« نَمَارِق » جمع « نُمْرقه » ( بر وزن غُلغُله ) ، به معناى پشتى كوچك است كه بر آن تكيه مىكنند ، و معمولًا به هنگام استراحت كامل از آنها استفاده مىشود ، و تعبير به « مَصْفُوفَة » اشاره به تعدد و نظم خاصى است كه بر آنها حاكم است . « 5 »
[ نُمِدُّ : ]
« كُلًّا نُّمِدُّ هؤُلاءِ »
« نُمِدُّ » از مادّهء « امداد » به معناى كمك رساندن و كامل كردن نقصان چيزى و جلوگيرى از قطع و پايان آن است ، « راغب »
هامش
( 1 ) . كهف ، آيات 74 ، 87 ( ج 12 ، صفحات 537 ، 572 ) ؛ طلاق ، آيهء 8 ( ج 24 ، ص 267 )
( 2 ) . قمر ، آيهء 6 ( ج 23 ، ص 33 )
( 3 ) . عنكبوت ، آيهء 7 ( ج 16 ، ص 227 )
( 4 ) . حجّ ، آيهء 44 ( ج 14 ، ص 140 ) ؛ سبأ ، آيهء 45 ( ج 18 ، ص 148 ) ؛ ملك ، آيهء 18 ( ج 24 ، 351 )
( 5 ) . غاشيه ، آيهء 15 ( ج 26 ، ص 439 )