« لَأُمَنِّيَنَّهُمْ » از مادّهء « منى » ( بر وزن منع ) گرفته شده كه به معناى تقدير و اندازهگيرى است ، ولى بسيارى اوقات بهمعناى اندازهگيرىهاى خيالى وآرزوهاى موهوم به كار مىرود و اگر به نطفه « مَنِى » گفته مىشود ، آن هم به خاطر اين است كه : اندازهگيرى نخستين موجودات زنده از آن آغاز مىگردد . « 1 »
[ لُبّ : ]
« لَآياتٍ لِأُولِي الأَلْبابِ »
« لُبّ » جمع آن « الباب » ، در اصل ، به معناى خالص هر چيزى است ، و عصارهء خالص وجود آدمى همان عقل و انديشه و مغز او است . « 2 »
[ لباس ( ثياب ) : ]
« وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ »
تعبير به « لباس » ممكن است كنايه از عمل انسان باشد ؛ چرا كه اعمال هر كس به منزلهء لباس او است ، و ظاهر او بيانگر باطن او است .
بعضى نيز گفتهاند : منظور از لباس در اينجا قلب و روح و جان است ، يعنى قلبت را از هرگونه آلودگى پاك كن ، جايى كه بايد لباس تطهير شود ، صاحب لباس اولويت دارد .
بعضى نيز آن را به همان لباس ظاهر تفسير كردهاند ؛ چرا كه پاكيزگى لباس ظاهر از مهمترين نشانههاى شخصيت ، تربيت و فرهنگ انسان است ، مخصوصاً در عصر جاهليت ، كمتر از آلودگىها اجتناب مىنمودند و لباسهايى بسيار آلوده داشتند ، به خصوص معمول بود ( همان گونه كه در ميان گرفتاران جاهليت عصر اخير نيز معمول است ) دامان لباس را بسيار بلند مىكردند ، به گونهاى كه روى زمين كشيده ، و آلوده مىشد ، و اينكه در بعضى از روايات از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود : معناى آيه اين است : ثِيابَكَ فَقَصِّر « لباست را كوتاه كن » نيز ناظر به همين معناست .
بعضى نيز آن را به همسران تفسير كردهاند ؛ زيرا قرآن مىگويد : « شما لباس همسران خود هستيد ، و آنها نيز لباس شما » ( چرا كه حفظ آبروى يكديگر مىكنيد ، و زينت يكديگريد ) ( هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ ) . جمع ميان اين معانى نيز ممكن است . « 3 »
[ لِبَد : ]
« يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً »
« لِبَد » از مادّهء « لَبَد » ( بر وزن پدر ) به معناى چيزى است كه اجزاى آن روى هم متراكم شده باشد ، اين تعبير ، بيانگر هجوم عجيب مؤمنان جنّ براى شنيدن قرآن در اولين برخورد با آن ، و همچنين بيانگر جاذبهء فوقالعادهء نماز پيامبر صلى الله عليه و آله است . « 4 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 119 ( ج 4 ، ص 181 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 190 ( ج 3 ، ص 275 )
( 3 ) . مدثّر ، آيهء 4 ( ج 25 ، ص 215 )
( 4 ) . جنّ ، آيهء 19 ( ج 25 ، ص 132 )