[ قُبُلًا : ]
« كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا »
« قُبُلًا » از مادّهء « قَبْل » به معناى رو به رو و مقابل است ، اين احتمال نيز هست كه « قُبُلًا » جمع « قبيل » بوده باشد ، يعنى گروه گروه فرشتگان و مردگان و . . . در برابر آنها حاضر شوند . « 1 »
[ قَبِيل : ]
« بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبيلًا »
« قَبِيل » گاهى به معناى « كفيل و ضامن » تفسير شده ، و گاه به معناى چيزى كه در مقابل انسان قرار مىگيرد و رو در روى او قرار دارد ، بعضى نيز آن را جمع « قبيله » به معناى جماعت دانستهاند . « 2 »
[ قَتَرَة : ]
« تَرْهَقُها قَتَرَةٌ »
« قَتَرَة » ( بر وزن غلبه ) در اصل از مادّهء « قتار » ( بر وزن غبار ) به معناى دودى است كه از چوب يا چيزى ديگرى برمىخيزد ، بعضى از ارباب لغت آن را نيز به معناى غبار تفسير كردهاند . « 3 »
[ قَتُور : ]
« كَانَ الإِنْسانُ قَتُوراً »
« قَتُور » از مادّهء « قتر » ( بر وزن قتل ) به معناى
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 111 ( ج 5 ، ص 500 )
( 2 ) . اسراء ، آيهء 92 ( ج 12 ، ص 311 )
( 3 ) . عبس ، آيهء 41 ( ج 26 ، ص 170 )