جمعيتى كه در يك زمان قرار دارند گفته مىشود .
اصولًا « قرن » از مادّهء « اقتران » و به معناى نزديكى است و چون اهل عصر واحد و زمانهاى متقارب به هم نزديكند هم به آنها ، و هم به زمان آنها قرن گفته مىشود .
« قَرْن » از مادّهء « وقار » به معناى سنگينى است ، و كنايه از قرار گرفتن در خانهها است ، بعضى نيز احتمال دادهاند : از مادّهء « قرار » بوده باشد كه ، از نظر نتيجه تفاوت چندانى با معناى اول نخواهد داشت . البته در صورتى كه از مادّهء « قرار » بوده باشد ، فعل امر آن « اقرَرن » مىشود كه راء اول به عنوان تخفيف حذف شده و فتحهء آن به قاف منتقل مىگردد و با وجود آن از همزهء وصل بىنياز مىشويم و « قرن » مىشود ( دقت كنيد ) . « 1 »
[ قُرُون : ]
« وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ »
« قُرُون » جمع « قرن » به معناى جمعيتى است كه در عصر واحدى زندگى مىكنند ، و سپس به مجموع يك عصر اطلاق شده است . در اين كه قرن چند سال است ؟
نظرات گوناگونى دادهاند : بعضى آن را چهل سال ، بعضى هشتاد ، بعضى صد ، و بالاخره بعضى آن را صد و بيست سال دانستهاند ، ولى ، ناگفته پيداست كه اين يك امر قراردادى است كه بر حسب قرار دادها متفاوت مىباشد ، اما معمول در عصر ما اين است كه قرن را به يكصد سال اطلاق مىكنند . « 2 »
[ قرون اولى : ]
« أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الأُولى »
در اين كه ، منظور از « قرون اولى » ( اقوام عصرهاى پيشين كه هلاك شدند ) ، كدام اقوامند ؟ بعضى از مفسرين ، آن را اشاره به كفار قوم « نوح » و « عاد » و « ثمود » و مانند آنها مىدانند ، چرا كه با گذشت زمان ، آثار انبياى پيشين محو شده بود و لازم بود كتاب آسمانى تازهاى در اختيار بشريت قرار گيرد .
و بعضى ، اشاره به هلاكت قوم « فرعون » كه بازماندگان اقوام پيشين بودند مىدانند ، چرا كه خداوند ، « تورات » را بعد از هلاك آنها به موسى عليه السلام داد . اما ، هيچ مانعى ندارد كه جملهء فوق اشاره به همهء اين اقوام باشد . « 3 »
[ قُرُوءٍ : ]
« بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوء »
« قُرُوءٍ » جمع « قُرْء » ( بر وزن قفل ) هم به معناى عادت ماهيانه و هم پاك شدن از آن آمده ، ولى اين دو معنا را مىتوان در يك
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 6 ( ج 5 ، ص 199 ) ؛ مريم ، آيهء 74 ( ج 13 ، ص 141 ) ؛ احزاب ، آيهء 33 ( ج 17 ، ص 313 ) ؛ ق ، آيهء 36 ( ج 22 ، ص 291 )
( 2 ) . يونس ، آيهء 13 ( ج 8 ، ص 303 ) ؛ اسراء ، آيهء 17 ( ج 12 ، ص 76 ) ؛ فرقان ، آيهء 38 ( ج 15 ، ص 107 )
( 3 ) . قصص ، آيهء 43 ( ج 16 ، ص 109 )