تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
آثار ايمان مىباشد . « 1 »

[ قانِتِيْنَ : ]

« وَ الْقانِتينَ » « قانِتِيْنَ » از مادّهء « قنوت » به معناى خضوع در برابر پروردگار و هم به معناى مداومت بر اطاعت و بندگى تفسير شده است . « 2 »

[ قانع : ]

« وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ » « قانع » از مادّهء « قناعت » به كسى مىگويند كه اگر چيزى به او بدهند قناعت مىكند ، راضى و خشنود مىشود و اعتراض و ايراد و خشمى ندارد . « 3 »

[ قَبَس : ]

« آتيكُمْ مِّنْها بِقَبَسٍ » « قَبَس » ( بر وزن قفس ) به معناى مختصرى از آتش است كه از مجموعه‌اى جدا مىكنند ، و با توجّه به اين كه معمولًا مشاهدهء آتش در بيابان‌ها نشان مىدهد كه جمعيتى گرد آن جمع‌اند ، و يا اين كه شعله‌اى را بر جاى بلندى روشن ساخته‌اند كه كاروانيان در شب راه را گم نكنند و با توجّه به تعبيرات ديگر استفاده مىشود كه موسى باهمسر و فرزند خود در شبى تاريك از بيابان عبور مىكرده ، شبى سرد و ظلمانى ، كه راه را گم كرده بود . « 4 »

[ قَبْضَة : ]

« قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ » « قَبْضَة » از مادّهء « قَبْض » به معناى چيزى است كه در مشت مىگيرند ، و معمولًا كنايه از قدرت مطلقه و سلطهء كامل بر چيزى است ، همان گونه كه در تعبيرات روزمره مىگوئيم : فلان شهر در دست من است و يا فلان ملك در قبضه و مشت من ، مىباشد . « 5 »

[ قبطيان : ]

« قبطيان » از مادّهء « قِبْط » بوميان سرزمين مصر بودند ، و تمام وسائل رفاهى و كاخ‌ها و ثروت‌ها و پست‌هاى حكومت در اختيار آنان بود . « 6 »

[ قُبُل : ]

« أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا » « قبل » از مادّهء « قَبْل » به معناى مقابله است ، يعنى عذاب الهى را در برابر خود مشاهده كنند ، جمعى از مفسران ، مانند : « طبرسى » در « مجمع البيان » و « ابوالفتوح » در « روح الجنان » و « آلوسى » در « روح المعانى » نيز احتمال داده‌اند كه : « قبل » جمع « قبيل » اشاره به انواع مختلف عذاب بوده باشد ، ولى معناى اول صحيح‌تر به نظر مىرسد . « 7 »
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 26 ( ج 16 ، ص 432 ) ؛ احزاب ، آيهء 35 ( ج 17 ، ص 333 ) ؛ زمر ، آيهء 9 ( ج 19 ، ص 413 ) ( 2 ) . آل عمران ، آيهء 17 ( ج 2 ، ص 540 ) ( 3 ) . حجّ ، آيهء 36 ( ج 14 ، ص 121 ) ( 4 ) . طه ، آيهء 10 ( ج 13 ، ص 191 ) ؛ نمل ، آيهء 7 ( ج 15 ، ص 431 ) ( 5 ) . زمر ، آيهء 67 ( ج 19 ، ص 553 ) ( 6 ) . قصص ، آيهء 4 ( ج 16 ، ص 23 ) ( 7 ) . كهف ، آيهء 55 ( ج 12 ، ص 513 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 433 | شيخ محمد جعفر امامى