« قصّه » مىگويند .
همچنين مجازاتى كه پشت سر جنايت انجام مىگردد ، « قصاص » گفته مىشود . و به قيچى « مِقَصّ » مىگويند ، چون موها را پشت سر هم قطع مىكند .
و نيز جستجوى دربارهء چيزى را « قَصّ » ( بر وزن مَسّ ) مىگويند ؛ زيرا شخص جستجوگر حوادث را پشت سر هم تعقيب و دنبال مىكند . « 1 »
[ فواحش : ]
« لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ »
« فَواحِش » از مادّهء « فَحْش - فَحشاء » جمع « فاحشه » به معناى خصوص اعمالى است كه فوقالعاده زشت و ناپسند است ، نه همهء گناهان ، و شايد تأكيد روى اين مطلب كه خواه پنهان باشد يا آشكار ، از اين جهت است كه عربهاى جاهلى ، عمل زشت منافى عفت را اگر پنهانى انجام مىشد ، مجاز مىشمردند ، و تنها در صورتى كه آشكار بود ، ممنوع مىدانستند .
ذكر اين تعبير بعد از « كبائر » در سورهء « شورى » ، به اصطلاح از قبيل ذكر خاص بعد از عام مىباشد ، و در حقيقت ، بعد از بيان اجتناب مؤمنان راستين از همهء گناهان كبيره ، روى گناهان زشت و ننگين ، تكيهء بيشترى شده است تا اهميت آن را آشكار سازد . « 2 »
[ فَواق : ]
« مّا لَها مِنْ فَواقٍ »
« فَواق » از مادّهء « فَوق » ( بر وزن رواق ) به طورى كه بسيارى از اهل لغت و تفسير گفتهاند ، در اصل به معناى « فاصلهاى است در ميان دو مرتبه دوشيدن شير ، از پستان » ؛ زيرا هنگامى كه شير به طور كامل دوشيده شود ، كمى بايد صبر كرد تا مجدداً شير در پستان جمع شود .
و بعضى ، آن را به معناى فاصلهء ميان باز كردن انگشتان و بستن آن به هنگام دوشيدن شير ، مىدانند . و از آنجا كه پستان ، بعد از دوشيدن شير در استراحت فرو مىرود ، گاه اين كلمه در معناى آرامش و استراحت نيز به كار رفته است . و نيز از آنجا كه ، اين فاصله ، براى بازگشت شير به پستان است اين تعبير به معناى بازگشت و رجوع نيز آمده ، و از همين جهت ، بهبودى مريض را « افاقه » مىگويند ؛ چرا كه سلامت و تندرستى باز مىگردد ، و نيز به هوش آمدن مست ، و عاقل شدن ديوانه را به خاطر بازگشت هوش و عقل به آنها « افاقه » مىگويند .
بعضى از ارباب لغت ميان « فَواق » ( به فتح )
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 7 ( ج 6 ، ص 113 )
( 2 ) . انعام ، آيهء 151 ؛ اعراف ، آيهء 33 ( ج 6 ، صفحات 50 ، 190 ) ؛ شورى ، آيهء 37 ( ج 20 ، ص 484 )