با « فُواق » ( به ضم ) فرقهايى گذاشتهاند ، و بعضى هر دو را به يك معنا مىدانند . « 1 »
[ فوج : ]
« مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً »
« فوج » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : به معناى گروهى است كه به سرعت حركت مىكنند . « 2 »
[ فَوْر : ]
« يَأْتُوكُمْ مِّنْ فَوْرِهِمْ »
« فَوْر » در اصل به معناى جوشش و غليان ديگ و مانند آن است ، و به همين جهت در كارهايى كه به سرعت انجام مىشود ، اين كلمه به كار مىرود ، زيرا همانند جوشش و زير و رو شدن محتويات ديگ به زودى انجام يافته است . « 3 »
[ فوز : ]
« هُوَ الْفَوْزُ الْمُبينُ »
واژهء « فوز » به طورى كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : به معناى « پيروزى و نيل به خيرات توأم با سلامت » است ، و در 19 مورد از آيات قرآن ، به كار رفته ، گاه توصيف به « مبين » شده ، و گاه توصيف به « كبير » ، اما در غالب آيات توصيف به « عظيم » گشته و معمولًا در مورد بهشت است ، ولى بعضاً در مورد توفيق اطاعت پروردگار و آمرزش گناهان و مانند آن نيز ، استعمال شده است . « 4 »
[ فوم : ]
« وَ فُومِها وَ عَدَسِها »
« فوم » را كه از غذاهاى مورد تقاضاى بنىاسرائيل است ، بعضى به معناى گندم ؛ و بعضى به معناى سير تفسير كردهاند ، البته هر يك از اين دو ماده امتياز ويژهاى دارد ، ولى بعضى معتقدند : معناى گندم صحيحتر است ؛ چرا كه بعيد است آنها مواد غذايى خالى از گندم را خواسته باشند . « 5 »
[ فَهُوَ لاقِيهِ : ]
« حَسَناً فَهُوَ لاقيهِ »
جملهء « فَهُوَ لاقِيهِ » ، تأكيدى است بر اين كه ، وعدهء الهى تخلف ناپذير است و بايد چنين باشد ؛ چرا كه تخلف از وعده ، يا به خاطر جهل است يا عجز ، كه هيچ يك از آنها در ذات خدا راه ندارد . « 6 »
[ فِى أَنْفُسِهِمْ : ]
« أَوَ لَمْيَتَفَكَّرُوا فِى أَنْفُسِهِمْ »
تعبير « فِى أَنْفُسِهِمْ » به اين معنا نيست كه آنها دربارهء اسرار وجود خويش مطالعه كنند ، آن چنان كه « فخر رازى » در تفسير خود گفته ، بلكه منظور اين است كه آنها در درون جان ،
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 15 ( ج 19 ، ص 251 )
( 2 ) . نمل ، آيهء 83 ( ج 15 ، ص 579 )
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 125 ( ج 3 ، ص 110 )
( 4 ) . جاثيه ، آيهء 30 ( ج 21 ، ص 299 ) ؛ فتح ، آيهء 5 ( ج 22 ، ص 44 )
( 5 ) . بقره ، آيهء 61 ( ج 1 ، ص 333 )
( 6 ) . قصص ، آيهء 61 ( ج 16 ، ص 147 )