تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
با « فُواق » ( به ضم ) فرق‌هايى گذاشته‌اند ، و بعضى هر دو را به يك معنا مىدانند . « 1 »

[ فوج : ]

« مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً » « فوج » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : به معناى گروهى است كه به سرعت حركت مىكنند . « 2 »

[ فَوْر : ]

« يَأْتُوكُمْ مِّنْ فَوْرِهِمْ » « فَوْر » در اصل به معناى جوشش و غليان ديگ و مانند آن است ، و به همين جهت در كارهايى كه به سرعت انجام مىشود ، اين كلمه به كار مىرود ، زيرا همانند جوشش و زير و رو شدن محتويات ديگ به زودى انجام يافته است . « 3 »

[ فوز : ]

« هُوَ الْفَوْزُ الْمُبينُ » واژهء « فوز » به طورى كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : به معناى « پيروزى و نيل به خيرات توأم با سلامت » است ، و در 19 مورد از آيات قرآن ، به كار رفته ، گاه توصيف به « مبين » شده ، و گاه توصيف به « كبير » ، اما در غالب آيات توصيف به « عظيم » گشته و معمولًا در مورد بهشت است ، ولى بعضاً در مورد توفيق اطاعت پروردگار و آمرزش گناهان و مانند آن نيز ، استعمال شده است . « 4 »

[ فوم : ]

« وَ فُومِها وَ عَدَسِها » « فوم » را كه از غذاهاى مورد تقاضاى بنىاسرائيل است ، بعضى به معناى گندم ؛ و بعضى به معناى سير تفسير كرده‌اند ، البته هر يك از اين دو ماده امتياز ويژه‌اى دارد ، ولى بعضى معتقدند : معناى گندم صحيح‌تر است ؛ چرا كه بعيد است آنها مواد غذايى خالى از گندم را خواسته باشند . « 5 »

[ فَهُوَ لاقِيهِ : ]

« حَسَناً فَهُوَ لاقيهِ » جملهء « فَهُوَ لاقِيهِ » ، تأكيدى است بر اين كه ، وعدهء الهى تخلف ناپذير است و بايد چنين باشد ؛ چرا كه تخلف از وعده ، يا به خاطر جهل است يا عجز ، كه هيچ يك از آنها در ذات خدا راه ندارد . « 6 »

[ فِى أَنْفُسِهِمْ : ]

« أَوَ لَم‌ْيَتَفَكَّرُوا فِى أَنْفُسِهِمْ » تعبير « فِى أَنْفُسِهِمْ » به اين معنا نيست كه آنها دربارهء اسرار وجود خويش مطالعه كنند ، آن چنان كه « فخر رازى » در تفسير خود گفته ، بلكه منظور اين است كه آنها در درون جان ،
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 15 ( ج 19 ، ص 251 ) ( 2 ) . نمل ، آيهء 83 ( ج 15 ، ص 579 ) ( 3 ) . آل عمران ، آيهء 125 ( ج 3 ، ص 110 ) ( 4 ) . جاثيه ، آيهء 30 ( ج 21 ، ص 299 ) ؛ فتح ، آيهء 5 ( ج 22 ، ص 44 ) ( 5 ) . بقره ، آيهء 61 ( ج 1 ، ص 333 ) ( 6 ) . قصص ، آيهء 61 ( ج 16 ، ص 147 )