[ فَتُثِيرُ : ]
« فَتُثيرُ سَحاباً فَسُقْنَاهُ »
« فَتُثِيرُ » از مادّهء « اثاره » به معناى منتشر ساختن و پراكندن است ، و در اينجا اشاره به توليد ابرها بر اثر وزش بادها بر صفحه اقيانوسها مىباشد ، زيرا مسألهء حركت ابرها در جملهء بعد ( فَسُقْنَاهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ ) آمده است . « 1 »
[ فتح : ]
« بَيْني وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً »
« فتح » در اصل - همانگونه كه ارباب لغت گفتهاند - به معناى گشودن و از بين بردن بستگى است ، و آن دو گونه است : گاهى جنبهء حسى دارد ، مانند فَتْحُ البابِ : « گشودن در » و گاه جنبهء معنوى دارد مانند : فَتْحُ الهَمِّ :
« گشودن غم و از بين بردن اندوه » .
« راغب » در « مفردات » مىگويد : در اصل به معناى از بين بردن پيچيدگى و اشكال است ، و آن بر دو گونه است : گاهى ، با چشم ديده مىشود ، مانند گشودن قفل ، و گاه ، با انديشه درك مىشود ، مانند گشودن پيچيدگى اندوهها و غصهها ، و يا گشودن رازهاى علوم ، و همچنين داورى كردن ميان دو كس و گشودن مشكل نزاع و مخاصمهء آنها . « 2 »
[ فَتَنْتُم : ]
« وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ »
« فَتَنْتُم » از مادّهء « فتنه » به معانى مختلفى آمده است : آزمايش و امتحان ، فريب دادن ، بلا و عذاب ، ضلالت و گمراهى و شرك و بتپرستى ، و در سورهء « حديد » بيشتر با دو معناى آخر ، يعنى گمراهى و شرك مناسب است . « 3 »
[ فَتَنُوا : ]
« الَّذينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنينَ »
« فَتَنُوا » از مادّهء « فتن » ( بر وزن متن ) ، و « فتنه » در اصل به معناى قرار دادن طلا در آتش است تا ميزان خلوص آن روشن شود ، سپس اين ماده ( فتنه ) هم به معناى « آزمايش » ، هم به معناى « عذاب و مجازات » و هم به معناى « گمراهى و شرك » به كار رفته است و در سورهء « بروج » ، به معناى عذاب و آزار و شكنجه است . « 4 »
[ فتنه : ]
« ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ »
در اين كه « فتنه » در اين آيات ، به چه معناست ، ميان مفسران گفتگو است : بعضى آن را به معناى پوزش و معذرت ، بعضى به معناى پاسخ و بعضى بهمعناى شرك گرفتهاند .
هامش
( 1 ) . فاطر ، آيهء 9 ( ج 18 ، ص 211 )
( 2 ) . شعراء ، آيهء 118 ( ج 15 ، ص 313 ) ؛ سبأ ، آيهء 26 ( ج 18 ، ص 98 )
( 3 ) . حديد ، آيهء 14 ( ج 23 ، ص 347 )
( 4 ) . بروج ، آيهء 10 ( ج 26 ، ص 357 )