[ فاقِع : ]
« بَقَرَةٌ صَفْرآءُ فاقِعٌ لَّوْنُها »
« فاقِع » از مادّهء « فَقع » به معناى زرد خالص و يكدست است . « 1 »
[ فاكه : ]
« في شُغُلٍ فاكِهُونَ »
« فاكه » از مادّهء « فُكاهَة » است . « ابن منظور » در « لسان العرب » مىگويد : « فاكه » به انسان خوشمشرب و مزّاح گفته مىشود . « 2 »
[ فاكهون : ]
« في شُغُلٍ فاكِهُونَ »
« فاكِهُونَ » از مادّهء « فُكاهَة » جمع « فاكه » به معناى مسرور و خوشحال و خندان است و مىتواند اشاره به امورى باشد كه از فرط شادى ، انسان را چنان به خود مشغول مىدارد كه از امور نگرانىزا ، به كلى غافل مىسازد ؛ به طورى غرق در سرور و نشاط خواهد شد ، كه غم و اندوهى بر او چيره نخواهد گشت ، و حتى هول و وحشتى را كه به هنگام قيام قيامت و حضور در دادگاه عدل الهى ، به او دست داده ، به فراموشى مىسپارد ، كه اگر به راستى فراموش نشود ، همواره سايهء نگرانى و غم بر دل او سنگينى خواهد كرد . « 3 »
[ فاكهة : ]
« في شُغُلٍ فاكِهُونَ »
« راغب » در « مفردات » مىگويد : « فاكهة » به معناى هر گونه ميوه است ، يعنى « فاكِهَة » مفهوم گستردهاى دارد ، و همهء انواع ميوه را شامل مىشود ، ولى اهميت « خرما » و « انار » سبب شده كه ، بالخصوص از آن دو نام برده شود ، و اين كه ، بعضى از مفسران پنداشتهاند : اين دو ميوه در مفهوم « فاكهة » داخل نيست ، اشتباه است ؛ زيرا علماى لغت آن را انكار كردهاند ، و اصولًا عطف « خاص » بر « عام » در مواردى كه امتيازى موجود باشد ، كاملًا معمول است . « 4 »
[ فاكهين : ]
« كَانُوا فيها فاكِهينَ »
« فاكهين » ، گاه ، به معناى استفاده كردن از « فواكه » و ميوهها ، گاه ، به معناى گفتگوهاى فكاهى و سرورانگيز ، و گاه ، به معناى هر گونه تنعم و تلذذ تفسير شده است ، و معناى اخير از همه جامعتر است .
از مادّهء « فكه » ( بر وزن نظر ) ، به معناى مسرور و خندان بودن و ديگران را با سخنان شيرين و مزاح مسرور كردن است ، بعضى
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 69 ( ج 1 ، ص 357 )
( 2 ) . يس ، آيهء 55 ( ج 18 ، ص 440 )
( 3 ) . يس ، آيهء 55 ( ج 18 ، ص 440 )
( 4 ) . يس ، آيهء 55 ( ج 18 ، ص 440 ) ؛ ص ، آيهء 51 ( ج 19 ، ص 335 ) ؛ رحمن ، آيات 11 ، 68 ( ج 23 ، صفحات 122 ، 188 )