ط
[ طائر : ]
« لا طائِرٍ يَطِيْرُ بِجَنَاحَيْهِ »
« طائر » از مادّهء « طَيَران » به هر گونه پرندهاى گفته مىشود ، منتها چون در پارهاى از موارد به امور معنوى كه داراى پيشرفت و جهش هستند اين كلمه اطلاق مىشود در آيهء مورد بحث ، براى اين كه نظر فقط روى « پرندگان » متمركز شود جملهء « يطير بجناحيه » به آن افزوده شده است .
ولى ، در سورهء « اسراء » اشاره به چيزى است كه در ميان عرب معمول بوده ، كه به وسيلهء پرندگان ، فال نيك و بد مىزدند ، و از چگونگى حركت آنها ، نتيجهگيرى مىكردند .
مثلًا اگر پرندهاى از طرف راست آنها حركت مىكرد ، آن را به فال نيك مىگرفتند ، و اگر از طرف چپ حركت مىكرد آن را به فال بد مىگرفتند ( و به آن « تطيّر » مىگفتند ) . اما غالباً اين كلمه ( تطيّر ) به معناى فال بد زدن به كار مىرود ، در حالى كه « تفأّل » بيشتر به فال نيك زدن گفته مىشود . « 1 »
[ طائِفٌ : ]
« طائِفٌ مِّنَ الشَّيْطانِ »
« طائِفٌ » از مادّهء « طواف » به معناى « طواف كننده » است ، گويا وسوسههاى شيطانى همچون طواف كنندهاى پيرامون فكر و روح انسان پيوسته گردش مىكنند تا راهى براى نفوذ بيابند ، اگر انسان در اين هنگام به ياد خدا و عواقب شوم گناه بيفتد ، آنها را از خود دور ساخته و رهايى مىيابد و گرنه سرانجام در برابر اين وسوسهها تسليم مىگردد .
ولى ، گاه كنايه از بلا و مصيبتى است كه در شب روى مىدهد ، و منظور در سورهء « قلم » همين است . « 2 »
[ طائِفَةٌ : ]
« وَدَّتْ طائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتابِ »
« طائِفَةٌ » از مادّهء « طواف » به معناى حركت دور چيزى است ، و از آنجا كه در گذشته براى مسائل ايمنى و امنيتى ، به صورت دسته جمعى ، مسافرت مىكردند ، واژهء « طائِفَة » بر آنها اطلاق شد ، سپس به هر گروه و جمعيتى « طائِفَة » گفتند . « 3 »
[ طارِق : ]
« وَالسَّمآءِ وَ الطَّارِقِ »
« طارِق » از مادّهء « طرق » ( بر وزن برق ) به معناى كوبيدن است ، و راه را از اين جهت « طريق » گويند كه با پاى رهروان كوبيده مىشود ، و « مِطْرَقَه » به معناى پتك و چكش است كه براى كوبيدن فلزات و مانند آن به
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 38 ( ج 5 ، ص 279 ) ؛ اسراء ، آيهء 13 ( ج 12 ، ص 63 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 201 ( ج 7 ، ص 85 ) ؛ قلم ، آيهء 19 ( ج 24 ، ص 401 )
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 69 ( ج 2 ، ص 707 )