تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
بعضى نيز گفته‌اند : « سينين » اسم زمينى است كه آن كوه بر آن قرار دارد . بعضى نيز گفته‌اند : « سينين » به معناى پر بركت و زيبا است ، و لغتى است به زبان اهل حبشه ( روح المعانى ، جلد 30 ، صفحهء 173 ) . « 1 »

[ سَيُهْزَم : ]

« سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ » « سَيُهْزَم » از مادّهء « هزم » ( بر وزن جزم ) در اصل به معناى فشار دادن جسم خشك است به حدى كه متلاشى شود ، و به همين مناسبت در متلاشى شدن لشكر و در هم شكستن آن ، به كار رفته است . « 2 »

[ سِيىءَ : ]

« سيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ » « سِيىءَ » از مادّهء « ساء » به معناى بد حال شدن و ناراحت گشتن است . « 3 » * * *
هامش
( 1 ) . تين ، آيهء 2 ( ج 27 ، ص 159 ) ( 2 ) . قمر ، آيهء 45 ( ج 23 ، ص 81 ) ( 3 ) . هود ، آيهء 77 ( ج 9 ، ص 219 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 33 ( ج 16 ، ص 279 )