[ زُور : ]
« فَقَدْ جآؤُ ظُلْماً وَ زُوراً »
« زُور » ( بر وزن كور ) در اصل از « زَور » ( بر وزن غَور ) به معناى انحناء قسمت بالاى سينه ، گرفته شده ، سپس به هر چيز كه از حدّ وسط متمايل شود ، اطلاق گرديده ، و به معناى منحرف شدن نيز آمده است . و از آنجا كه سخن دروغ و باطل انحراف از حق دارد ، به آن « زور » مىگويند ، و نيز به همين دليل اين واژه به « بت » نيز اطلاق مىشود . « 1 »
[ زور : ]
« حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ »
« زَوَر » ( بر وزن سفر ) به معناى كج شدن قسمت بالاى سينه است . « 2 »
[ زَهَقَ : ]
« الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ »
« زَهَقَ » از مادّهء « زُهُوق » به معناى اضمحلال ، هلاك و نابودى است ، و « زهوق » ( بر وزن قبول ) به معناى چيزى است كه به طور كامل محو و نابود مىشود . « 3 »
[ زَيتون : ]
« وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخيلَ »
« زَيتون » ، هم ، نام آن درخت مخصوص است و هم نام ميوهء آن ( ولى ، به گفتهء بعضى از مفسران « زَيتون » فقط نام درخت است ، و « زَيتونه » نام ميوهء آن ، در حالى كه در آيهء 35 سورهء « نور » « زَيتونه » به خود درخت اطلاق شده است ) . « 4 »
[ زَيْغ : ]
« الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ »
« زَيْغ » در اصل ، به معناى انحراف از حالت مستقيم و مايل شدن به يك طرف است و بودن « زيغ در قلب » ، به معناى انحراف اعتقادات از راه راست ، به طرق انحرافى است . « 5 »
[ زَيَّلْنَا : ]
« فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكَآؤُهُمْ »
« زَيَّلْنَا » از مادّهء « تزييل » ، به معناى جدا ساختن است ، و به طورى كه بعضى از ارباب لغت گفتهاند : مادّهء ثلاثى آن « زال يزيل » است ، كه به معناى جدا شدن مىباشد ، نه از « زال يزول » به معناى زوالپذيرفتن . « 6 »
* * *
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 4 ( ج 15 ، ص 33 ) ؛ مجادله ، آيهء 2 ( ج 23 ، ص 424 )
( 2 ) . تكاثر ، آيهء 2 ( ج 27 ، ص 301 )
( 3 ) . اسراء ، آيهء 81 ( ج 12 ، ص 253 )
( 4 ) . نحل ، آيهء 11 ( ج 11 ، ص 194 )
( 5 ) . آل عمران ، آيهء 7 ( ج 2 ، ص 504 )
( 6 ) . يونس ، آيهء 28 ( ج 8 ، ص 337 )