ديوار خانه به وجود مىآيد ، و از آنجا كه فقر در زندگى انسان ايجاد شكاف مىكند از آن تعبير به « خصاصة » شده است . « 1 »
[ خِصام : ]
« الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ »
« خِصام » بحث و مجادله و كشمكش بر سر چيزى است . « 2 »
[ خَصم : ]
« وَ هَلْ أَتاكَ نَبَؤُا الْخَصْمِ »
« خَصم » در اصل معناى مصدرى دارد ، و به معناى « نزاع كردن » است ، ولى بسيار مىشود كه به طرفين نزاع نيز « خصم » مىگويند ، اين كلمه ، بر مفرد و جمع هر دو اطلاق مىشود ، و گاه جمع آن به صورت « خصوم » آمده است . « 3 »
[ خصومت : ]
« خصومت » و « مخاصمه » در اصل به معناى « گلاويز شدن دو نفر به يكديگر كه هر كدام پهلوى ديگرى را بگيرد » آمده ، سپس به گفتگوها و مشاجرات لفظى اطلاق گرديده است . به گفتهء مرحوم « علّامهء مجلسى » ، در « بحار الانوار » ، « مخاصمه » در امور دنيوى است . « 4 »
[ خَصِيم : ]
« هُوَ خَصيمٌ مُّبينٌ »
« خَصِيم » به معناى كسى است كه اصرار بر خصومت و جدال دارد و گروهى آن را به معناى مدافع و بيانگر درون خويش دانستهاند . « 5 »
[ خَضِر : ]
« فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً »
« خَضِر » به معناى « اخضر » يعنى سبز رنگ مىباشد ؛ بنابراين ، تمام سبزىها حتى جوانههاى درختان را نيز شامل مىشود .
ولى از آيهء فوق چون در پشت سر آن اشاره به دانههاى غذايى شده ، استفاده مىشود كه منظور خصوص زراعت است . « 6 »
[ خَطْب : ]
« قالَ مَا خَطْبُكُمَا »
« خَطْب » به معناى كار و مقصود و منظور است . « 7 »
[ خَطْفَة : ]
« مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ »
« خَطْفَة » ، يعنى چيزى را به سرعت ربودن . « 8 »
[ خُطُوات : ]
« خُطُواتِ الشَّيْطانِ »
« خُطُوات » جمع « خُطوة » ( بر وزن قُربه ) به
هامش
( 1 ) . حشر ، آيهء 9 ( ج 23 ، ص 527 )
( 2 ) . زخرف ، آيهء 18 ( ج 21 ، ص 40 )
( 3 ) . ص ، آيهء 21 ( ج 19 ، ص 263 )
( 4 ) . مؤمن ، آيات 4 ، 5 ( ج 20 ، ص 33 )
( 5 ) . نحل ، آيهء 4 ( ج 11 ، ص 181 ) ؛ يس ، آيهء 77 ( ج 18 ، ص 481 )
( 6 ) . انعام ، آيهء 99 ( ج 5 ، ص 460 )
( 7 ) . قصص ، آيهء 23 ( ج 16 ، ص 68 )
( 8 ) . صافات ، آيهء 10 ( ج 19 ، ص 31 )