در مورد شكمهاى گرسنه ، گردوى پوك و ستارگان خالى از باران گفته شده است ( عرب جاهلى معتقد بود كه هر ستارهاى در افق ظاهر مىشود بارانى همراه دارد ) . « 1 »
[ خَبال : ]
« لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا »
« خَبال » در اصل ، به معناى از بين رفتن چيزى است ؛ غالباً به زيانهايى كه در عقل انسان اثر مىگذارد ، گفته مىشود . « خَبال » به معناى اضطراب و ترديد و « خَبَل » ( بر وزن اجَل ) به معناى « جنون » نيز آمده است . « 2 »
[ خَبْل : ]
« مَّا زادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا »
« خَبْل » ( بر وزن طَبْل ) به معناى « فاسد شدن اعضاء » است . « 3 »
[ خبيثات ، خبيثون : ]
« وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ »
در اين كه منظور از « خبيثات » و « خبيثون » در آيهء مورد بحث ، كيست و چيست ؟
مفسران بيانات مختلفى دارند :
1 - گاه گفته شده كه منظور سخنان ناپاك ، تهمت ، افترا و دروغ است كه تعلق به افراد آلوده دارد .
2 - گاه گفته مىشود كه « خبيثات » به معناى « سيئات » و مطلق اعمال بد و كارهاى ناپسند است كه برنامهء مردان ناپاك است .
3 - « خبيثات » و « خبيثون » اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است ، و ظاهراً منظور از آيه همين است ؛ زيرا قرائنى در دست است كه معناى اخير را تأييد مىكند . « 4 »
[ خَبِير : ]
« بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبيراً »
« خَبِير » به معناى آگاه و در اينجا به معناى آگاه از نيّت و عقيده است و به معناى كسى است كه از مسائل دقيق آگاه است . « 5 »
[ خبء : ]
« الْخَبْءَ فِي السَّمَاواتِ »
« خبء » ( بر وزن صبر ) به معناى هر چيز پنهانى و پوشيده است و در اينجا اشاره به احاطهء علم پروردگار به غيب آسمان و زمين است ؛ يعنى چرا براى خداوندى سجده نمىكنند كه غيب آسمان و زمين و اسرار نهفته آن را مىداند . و اين كه بعضى آن را به خصوص باران ( در مورد آسمانها ) و گياه ( در مورد زمين ) تفسير كردهاند ، در حقيقت از قبيل بيان مصداق روشن است . و همچنين
هامش
( 1 ) . نمل ، آيهء 52 ( ج 15 ، ص 528 ) ؛ حاقّه ، آيهء 7 ( ج 24 ، ص 444 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 118 ( ج 3 ، ص 91 ) ؛ توبه ، آيهء 47 ( ج 7 ، ص 511 )
( 3 ) . توبه ، آيهء 47 ( ج 7 ، ص 511 )
( 4 ) . نور ، آيهء 26 ( ج 14 ، ص 451 )
( 5 ) . اسراء ، آيهء 17 ( ج 12 ، ص 77 ) ؛ حجّ ، آيهء 63 ( ج 14 ، ص 173 )