تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ستم است ، و حكومت عادل جلو حكومت‌هاى نارواى ديگران را مىگيرد ، در هر يك از اين سه معنا استعمال مىشود . « 1 »

[ حَكَم : ]

« أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً » « حَكَم » از مادّهء « حُكْم » ( بر وزن قلم ) به معناى داور و قاضى و حاكم است و بعضى آن را با حاكم از نظر معنا مساوى دانسته‌اند . ولى جمعى از مفسّران از جمله « شيخ‌طوسى » در « تبيان » معتقدند كه « حَكَم » به كسى گفته مىشود كه جز به حق داورى نمىكند ، اما « حاكم » به هر دو اطلاق مىشود . بعضى ديگر مانند نويسندهء « المنار » معتقد است : « حَكَم » كسى است كه طرفين دعوا او را انتخاب كرده‌اند ، در حالى كه « حاكم » به هر گونه داور گفته مىشود . گر چه مىتوان گفت « حكم » در تعبيرات قرآن ، معمولًا به معناى قضاوت و داورى است ، ولى از آنجا كه مقام قضاء ، هميشه جزئى از برنامهء حكومت است و از قاضى بدون پشتوانهء قدرت حكومت كارى ساخته نيست ، دلالت التزامى بر مسألهء زمامدارى نيز دارد . « 2 »

[ حكمت : ]

« سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ » « حكمت » از مادّهء « حُكْم » به معناى علم و دانش و منطق و استدلال است ، و در اصل به معناى « منع » آمده و از آنجا كه ، علم و دانش و منطق و استدلال ، مانع از فساد و انحراف است به آن « حكمت » گفته شده ، و نخستين گام در دعوت به سوى حق ، استفاده از منطق صحيح و استدلالات حساب شده است . و به تعبير ديگر ، دست انداختن در درون فكر و انديشهء مردم ، به حركت در آوردن آن و بيدار ساختن عقل‌هاى خفته ، نخستين گام محسوب مىشود . « حكمت » در سورهء « ص » به معناى علم و دانش و نيروى تدبير امور كشور يا مقام نبوت ، و يا همهء اينها است . « حكمت » گاه ، جنبهء « علمى » دارد كه از آن تعبير به « معارف عاليه » مىشود ، و گاه جنبهء « عملى » كه از آن تعبير به « اخلاق و عمل صالح » مىگردد ، و داود عليه السلام از همهء اينها بهرهء وافر داشت . « 3 »

[ حَكِيْم : ]

« لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكيمٌ » « حَكِيْم » از مادّهء « حُكْم » معمولًا وصف براى شخص است ، نه براى كتاب ، اما چون اين كتاب آسمانى خود معلمى بزرگ و حكمت‌آموز است ، اين تعبير در مورد آن بسيار به جا است .
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 89 ( ج 5 ، ص 415 ) ( 2 ) . انعام ، آيهء 114 ( ج 5 ، ص 507 ) ؛ جاثيه ، آيهء 16 ( ج 21 ، ص 266 ) ( 3 ) . نحل ، آيهء 125 ( ج 11 ، ص 491 ) ؛ ص ، آيهء 20 ( ج 19 ، ص 258 )