[ حُقُب : ]
« أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً »
« حُقُب » به معناى « مدت طولانى » است كه بعضى آن را به « هشتاد سال » تفسير كردهاند ؛ و منظور موسى عليه السلام از ذكر اين كلمه اين بوده است كه من دست از تلاش و كوشش خود براى پيدا كردن گم شدهام ، برنخواهم داشت ، هر چند سالها به اين سير خود ادامه دهم . « 1 »
[ حُقَّت : ]
« أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ »
« حُقَّت » از مادّهء « حق » به معناى شايسته و سزاوار است . « 2 »
[ حقّ قَسْم : ]
مىدانيم كه يكى از احكام اسلام ، در مورد همسران متعدد آن است كه ، شوهر اوقات خود را در ميان آنها به طور عادلانه تقسيم كند ، اگر يك شب نزد يكى از آنها است ، شب ديگر نزد ديگرى باشد ، تفاوتى در ميان زنان از اين نظر وجود ندارد ، و اين موضوع را در كتب فقه اسلامى به عنوان « حقّ قَسْم » تعبير مىكنند . « 3 »
[ حُكم : ]
« آتَيْنَاهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ »
در اين كه منظور از « حكم » چيست ؟ سه احتمال وجود دارد :
1 - حكم ؛ به معناى عقل ، فهم و درك ، يعنى علاوه بر اين كه كتاب آسمانى در اختيار آنها گذاشتيم قدرت درك و فهم آن را به آنها بخشيديم ؛ زيرا وجود كتاب بدون وجود درك و فهم قوى و كامل ، اثرى نخواهد داشت .
2 - مقام داورى ؛ يعنى آنها در پرتو قوانين آسمانى كه از كتاب الهى استفاده مىكردند ، مىتوانستند در ميان مردم قضاوت كنند و شرائط يك قاضى و دادرس عادل ، همگى در آنها به طور كامل جمع بود .
3 - حكومت و زمامدارى ؛ زيرا آنها علاوه بر مقام نبوت و رسالت ، داراى مقام حكومت نيز بودند .
شاهد بر معانى فوق علاوه بر اين كه معناى لغوى حكم با تمام اين معانى تطبيق مىكند ، اين است كه در آيات مختلف قرآن نيز حكم در اين معانى به كار رفته است .
و هيچ مانعى ندارد كه حكم در آيهء فوق ، در يك معناى جامع كه همهء مفاهيم سهگانهء فوق را شامل شود ، استعمال شده باشد ؛ زيرا حكم در اصل - آن چنان كه « راغب » در كتاب « مفردات » مىگويد - به معناى منع و جلوگيرى است ، و از آنجا كه عقل ، جلو اشتباهات و خلافكارىها را مىگيرد ، همچنين قضاوت صحيح ، مانع از ظلم و
هامش
( 1 ) . كهف ، آيهء 60 ( ج 12 ، ص 523 )
( 2 ) . انشقاق ، آيهء 2 ( ج 26 ، ص 309 )
( 3 ) . احزاب ، آيهء 51 ( ج 17 ، ص 413 )