تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
به گردن گفته مىشود ، و گاه به يك انسان نيز مىگويند مانند : « فك رقبة » يعنى آزاد كردن انسان . « 1 »

[ جيوب : ]

« بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ » « جيوب » جمع « جيب » ( بر وزن غيب ) به معناى يقهء پيراهن است ، كه از آن تعبير به « گريبان » مىشود و گاه به قسمت بالاى سينه به تناسب مجاورت با آن نيز اطلاق مىگردد . « 2 » * * *
هامش
( 1 ) . مسد ، آيهء 5 ( ج 27 ، ص 454 ) ( 2 ) . نور ، آيهء 31 ( ج 14 ، ص 471 )