تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

[ جَنْب : ]

« فِي جَنْبِ اللَّهِ » « جَنْب » در لغت ، به معناى پهلو است ، و سپس به هر چيزى كه در كنار چيزى قرار گرفته باشد ، اطلاق مىشود ؛ همان‌گونه كه « يمين » و « يسار » به معناى طرف چپ و راست بدن است ، سپس به هر چيزى كه در اين ناحيه قرار گيرد يمين و يسار گفته مىشود . در اينجا « جَنْبِ اللَّه » نيز به معناى تمام امورى است كه در جانب پروردگار قرار دارد مانند فرمان او ، اطاعت او ، قرب او ، كتب آسمانى كه از ناحيهء او نازل شده است ، همه در معناى آن جمع است . « 1 »

[ جنّت : ]

« أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشاتٍ » « جنّت » هم به باغ و هم به زمين‌هاى پوشيده از زراعت گفته مىشود و باغ‌هاى پردرخت را نيز به خاطر مستور شدن زمين‌هايشان ، « جَنَّت » مىگويند . « 2 »

[ جَنَّتان : ]

« مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتان » « جَنَّتان » ( دو باغ بهشت ) از مادّهء « جَنَّة » ممكن است « بهشت اول » بهشت مادى و جسمانى باشد و « بهشت دوم » بهشت معنوى و روحانى . يا اين كه ، « بهشت اول » ، به عنوان پاداش اعمال به آنها داده مىشود ، و « بهشت دوم » به عنوان تفضل . يا اين كه ، يك بهشت براى اطاعت ، و ديگرى براى ترك معصيت است . يا يكى براى ايمان و عقيده ، و ديگرى براى اعمال صالح و مانند آن . و يا اين كه ، چون مخاطب جن و انس هستند ، هر يك از اين دو بهشت ، به گروهى از آنها تعلق دارد . « 3 »

[ جَنَحُوا : ]

« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ » « جَنَحُوا » از مادّهء « جُنُوح » به معناى « تمايل » آمده و به پر و بال پرندگان نيز جناح گفته مىشود ؛ زيرا هر يك از بال‌هاى آنها به يك طرف متمايل است . بنابراين ، در تفسير آيه ، هم از ريشهء لغت مىتوان استفاده كرد و هم از مفهوم ثانوى آن . « 4 »

[ جُنْد : ]

« جُنْدَنَا لَهُمُ الْغالِبُونَ » « جُنْد » در اصل به معناى زمين ناهموار و سفتى است كه ، سنگ‌هاى فراوانى در آن جمع است ، و به همين مناسبت ، به انبوه لشكر نيز « جند » گفته شده . بعضى از مفسران ، « جُنْد » را در آيهء مورد بحث ، اشاره به بت‌ها مىدانند ، كه هرگز در قيامت قادر به
هامش
( 1 ) . زمر ، آيهء 56 ( ج 19 ، ص 533 ) ( 2 ) . انعام ، آيهء 141 ( ج 6 ، ص 15 ) ؛ حجر ، آيهء 27 ( ج 11 ، ص 95 ) ؛ منافقون ، آيهء 2 ( ج 24 ، 164 ) ( 3 ) . رحمن ، آيهء 46 ( ج 23 ، صفحات 174 ، 176 ) ( 4 ) . انفال ، آيهء 61 ( ج 7 ، ص 280 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 168 | شيخ محمد جعفر امامى