[ جَنَّات : ]
« جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا »
« جَنَّات » جمع « جَنّة » به معناى باغها است و ذكر « جَنَّات » و « عُيُون » به صيغهء جمع ، اشاره به باغهاى متنوع و چشمههاى فراوان و گوناگون بهشت است كه هر كدام لذت تازهاى مىآفريند ، و ويژگى خاصى دارد . « 1 »
[ جَنَّاتِ عَدْنٍ : ]
« جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً »
« جنات عدن » به معناى باغهاى جاويدان بهشت است . « 2 »
[ جُنَاح : ]
« فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِ »
« جُنَاح » از مادّهء « جَنَحَ » در اصل به معناى تمايل به يك سمت است ، و از آنجا كه گناه انسان را از حق منحرف و متمايل مىكند ، به آن « جُنَاح » گفته مىشود . « 3 »
[ جَنَاح : ]
« وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ »
تعبير « جَنَاح » ( بال ) از مادّهء « جَنَحَ » به جاى دست ، تعبير زيبايى است كه شايد هدف از آن ، تشبيه حالت آرامش انسان به حالت پرندهاى باشد كه به هنگام مشاهده امر وحشتناك بال و پر مىزند ، اما وقتى آرامش خود را باز يافت ، بال و پر خود را جمع مىكند . « 4 »
[ جَنان : ]
« وَ الْجَآنَّ خَلَقْنَاه »
« جَنان » از مادّهء « جَنَّ » به قلب كه در درون سينه پوشانده شده ، مىگويند . « 5 »
[ جُنُب : ]
« وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا »
« جُنُب » « مصدرى » است كه به معناى « اسم فاعل » آمده ، و در اصل به معناى « دور شونده » است ؛ زيرا ريشهء اصلى آن « جنابت » به معناى « بُعد » و دورى است ، و اگر شخص « جُنُب » به اين عنوان ناميده مىشود به خاطر آن است كه بايد در آن حال ، از نماز و توقف در مسجد و مانند آن دورى كند ، و اين كلمه ( جُنُب ) هم بر مفرد و هم بر جمع ، هم بر مذكر و هم بر مؤنث اطلاق مىشود .
اطلاق « جار جنب » بر همسايهء دور ، به همين مناسبت است . ضمناً ممكن است از اين كه قرآن مىگويد : به هنگام نماز اگر جُنُب هستيد غسل كنيد استفاده شود كه غسل جنابت جانشين وضو نيز مىشود . « 6 »
پاورقی
( 1 ) . رعد ، آيهء 23 ( ج 10 ، ص 231 ) ؛ حجر ، آيهء 45 ( ج 11 ، ص 108 ) ؛ فاطر ، آيهء 33 ( ج 18 ، 287 ) ؛ ص ، آيهء 50 ( ج 19 ، ص 335 ) .
( 2 ) . ص ، آيهء 50 ( ج 19 ، ص 335 ) .
( 3 ) . بقره ، آيهء 158 ( ج 1 ، ص 618 ) .
( 4 ) . قصص ، آيهء 32 ( ج 16 ، ص 90 ) .
( 5 ) . حجر ، آيهء 27 ( ج 11 ، ص 95 ) .
( 6 ) . مائده ، آيهء 6 ( ج 4 ، ص 369 ) .