حاجَةٍ مِنْهُ الى تَكْوينِها ، وَلا فائِدَةٍ لَهُ فِي
به آفرينش آنها نياز داشته باشد ، يا فايدهاى از صورتبندى آنها
تَصْويرِها الّا تَثْبيتاً لِحِكْمَتِهِ ، وَتَنْبيهاً
عائد ذات پاكش شود . جز اينكه مىخواست حكمتش را از اين طريق آشكار سازد
عَلى طاعَتِهِ ، وَاظْهاراً لِقُدْرَتِهِ ، وَتَعَبُّداً
و مردم را به اطاعتش دعوت كند . قدرت بىپايان خود را از اين دريچه نشان دهد . خلايق را
لِبَرِيَّتِهِ وَاعْزازاً « 1 » لِدَعْوَتِهِ ، ثُمَّ جَعَلَ
به عبوديت خود رهنمون گردد . و دعوت پيامبرانش را از طريق هماهنگى تكوين و تشريع قوت
الثَّوابَ عَلى طاعَتِهِ وَوَضَعَ الْعِقابَ عَلى
بخشد . سپس براى اطاعتش پاداشها مقرّر فرموده ، و براى معصيتش
مَعْصِيَتِهِ ، ذِيادَةً لِعِبادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ
كيفرها . تا بندگان را بدينوسيله از خشم و انتقام و عذاب خويش رهايى بخشد ،
هامش
( 1 ) . گرامى داشتن و ارجمند داشتن .