وَحِياشَةً « 1 » لَهُمْ الى جَنَّتِهِ ؛ وَاشْهَدُ انَّ ابِي
و به سوى باغهاى بهشت و كانون رحمتش سوق دهد . و گواهى مىدهم كه پدرم
مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ، اخْتارَهُ وَانْتَجَبَهُ
محمّد صلى الله عليه و آله بنده و فرستادهء اوست ؛ پيش از آنكه او را بفرستد ،
قَبْلَ انْ ارْسَلَهُ ، وَسَمّاه قَبْلَ انِ اجْتَبَلَهُ « 2 » ،
برگزيد ؛ و پيش از آنكه او را بيافريند ،
وَاصْطَفاهُ قَبْلَ انِ ابْتَعَثَهُ « 3 » ، اذِ الْخَلائِقُ
براى اين مقام نامزد فرمود ؛ و قبل از بعثتش او را انتخاب نمود ،
بِالْغَيْبِ مَكْنُونَةٌ « 4 » ، وَبِسَتْرِ الْاهاوِيلَ « 5 »
در آن روز كه بندگان در عالم غيب پنهان بودند ، و در پشتِ پردههاى هولانگيز نيستى
مَصُونَةٌ « 6 » ، وَبِنِهايَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ . عِلْماً
پوشيده و به آخرين سر حدّ عدم مقرون بودند . اين بخاطر آن
هامش
( 1 ) . اگر شكارى را به طرف كسى برانند مىگويند : « حُشتُ عليهِ الصيد : شكار را به سوى او راندم » .
( 2 ) . او را آفريد .
( 3 ) . او را مبعوث داشت .
( 4 ) . مستور .
( 5 ) . جمع « اهوال » حوادث ترسآور .
( 6 ) . محفوظ .