تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
كارهاى نيك گريبان چاك مىكنند ؛ و در برابر هر فسادى فرياد مىكشند . ولى به هنگامى كه به اصطلاح ، درى به تخته مىخورد ، به نوايى مىرسند ، پست و مقامى پيدا مىكنند ، و سرى در ميان سرها در مىآورند ، يك مرتبه تغيير چهره و بالاتر از آن تغيير ماهيّت مىدهند ؛ آن شور و عشق سوزان نسبت به خدا و دين در آنها فروكش مىكند ؛ ديگر در جلسات سازنده خبرى از آنان نيست ؛ در هيچ برنامهء اصلاحى حضور ندارند ؛ نه براى حق ، گريبان چاك مىكنند و نه ديگر در برابر باطل فرياد مىكشند ! قبلًا كه نه محلّى از اعراب داشتند و نه موقعيّتى در اجتماع ، هزار گونه عهد و پيمان با خدا و خلق بسته بودند ، كه اگر روزى امكاناتى پيدا كنند ، چنين و چنان خواهند كرد ، و حتّى هزارگونه ايراد و انتقاد به متمكّنان وظيفه نشناس داشتند ، امّا آن روز كه وضعشان دگرگون شد ، تمام عهد و پيمانها را به دست فراموشى سپردند ، و همهء ايرادها و انتقادها همچون برف در تابستان آب شد . آرى ، اين كم ظرفيّتى يكى از نشانه‌هاى بارز منافقان است ! مگر نفاق چيزى جز دو چهره بودن و يا دوگانگى شخصيّت است ! تاريخچهء زندگى اين گونه افراد بارزترين نمونهء دو گانگى شخصيّت است ! اصولًا انسان با ظرفيّت ، دو شخصيّتى نمىشود ! شك نيست « نفاق » همچون « ايمان » داراى مراحل مختلفى است ، بعضى آنچنان اين خوى پليد در روحشان رسوخ كرده كه در قلبشان اثرى از ايمان به خدا باقى نمانده ، هر چند خود را در صف مؤمنان جا زده‌اند ! ولى گروهى ديگر با اينكه داراى ايمان ضعيفى هستند ، و واقعاً مسلمانند ، اعمالى را مرتكب مىشوند كه متناسب وضع منافقان است ؛ و رنگى از دو گانگى شخصيّت دارد . آن كس كه پيوسته دروغ مىگويد ولى ظاهرش صدق و راستى است ، آيا دو چهره و منافق نيست ! كسى كه ظاهراً امين است و به همين دليل مورد اعتماد مردم مىباشد كه امانتهاى خود را به او مىسپارند ، امّا در واقع در آنها خيانت مىكند ، آيا گرفتار دو گانگى
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 96 | ج فرازمند