در حديث معروفى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده مىخوانيم : « لِلْمُنافِقِ ثَلاثُ عَلاماتٍ ، إِذاحَدَّثَ كَذَبَ ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَفَ ، وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ « 1 » ؛ منافق سه نشانه دارد : به هنگام سخن گفتن دروغ مىگويد ، و به هنگامى كه وعده مىدهد ، تخلّف مىكند ، و هر گاه امانتى به او بسپارند ، در آن خيانت مىنمايد . »
جالب اينكه ، در داستان فوق ( داستان ثعلبه ) هر سه نشانه وجود دارد : او هم دروغ مىگفت و هم پيمان شكنى كرد و هم در اموالى كه خداوند به عنوان امانت خويش به او سپرده بود ، خيانت نمود !
حديث فوق به صورت صحيح و دقيق از امام صادق عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله در كتاب كافى آمده است ، آنجا كه مىفرمايد : « ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كانَ مُنافِقاً وَ إِنْ صامَ وَ صَلَّى وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ : مَنْ إذَا ائْتُمِنَ خانَ ، وَ إِذا حَدَّثَ كَذَبَ ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَف « 2 » ؛ سه چيز است در هر كس باشد منافق است ، هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند ، و خود را مسلمان بداند : كسى است كه در امانت خيانت كند ، و در سخن دروغ گويد ، و به هنگام وعده تخلّف جويد . »
البتّه ممكن است به ندرت گناهان فوق از افراد باايمان صادر شود و سپس توبه كنند ، ولى استمرار آن نشانهء روح نفاق و منافقگرى است .
4 اين نكته نيز شايان توجّه است كه آنچه در آيات فوق خوانديم يك بحث تاريخى و مربوط به گذشته نبود ، بلكه بيان يك واقعيّت اخلاقى و اجتماعى است كه در هر عصر و زمان ، و در هر جامعهاى ، اگر به اطراف خود نگاه كنيم ، نمونههاى فراوانى دارد .
چه بسيارند كسانى كه در شرايط عادّى يا به هنگامى كه تنگدستند ، در صفّ مؤمنان داغ و قرص و محكم قرار دارند ؛ در همهء جلسات مذهبى حاضرند ؛ پاى هر پرچم اصلاحى سينه مىزنند ؛ با هر منادى حقّ و عدالت هم صدا هستند ؛ و براى
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 5 ، ص 95 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 291 .