تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
در ميان مفسّران معروف است كه اين آيات دربارهء يكى از « انصار » به نام « ثَعْلَبَةَ بن حَاطِب » نازل شده است . او كه مرد فقيرى بود و مرتّب به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمد ، اصرار داشت كه پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كند تا خداوند مال فراوانى به او بدهد ! پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : « قَلِيلٌ تُؤَدِّى شُكْرَهُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ لَا تُطِيقُهُ ؛ مقدار كمى كه حقّش را بتوانى ادا كنى ، بهتر از مقدار زيادى است كه توانايى اداى حقّش را نداشته باشى ! » آيا بهتر نيست كه تو به پيامبر صلى الله عليه و آله خدا تأسّى جويى و به زندگى ساده‌اى بسازى ! ولى ثعلبه دست بردار نبود ، و سرانجام به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد به خدايى كه تو را به حق فرستاده سوگند ياد مىكنم ، اگر خداوند ثروتى به من عنايت كند تمام حقوق آن را مىپردازم ، پيامبر صلى الله عليه و آله براى او دعا كرد . چيزى نگذشت كه طبق روايتى پسر عموى ثروتمندى داشت از دنيا رفت و ثروت سرشارى به او رسيد ؛ و طبق روايت ديگرى گوسفندى خريد و به زودى زاد و ولد كرد ، آنچنان كه نگاهدارى آنها در مدينه ممكن نبود ، ناچار به آبادىهاى اطراف مدينه روى آورد و آنچنان مشغول و سرگرم زندگى مادّى شد كه در نماز جماعت و حتّى نماز جمعه نيز شركت نمىكرد . پس از مدّتى پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور جمع آورى زكات رانزد او فرستاد ، تا زكات اموال او را بگيرد ؛ ولى اين مرد كم ظرفيّت و تازه به نوا رسيده و بخيل ، از پرداخت حقّ الهى خودارى كرد ، نه تنها خوددارى كرد ، بلكه به اصل تشريع اين حكم نيز اعتراض نمود و گفت : اين حكم برادر « جزيه » است ؛ يعنى ، ما مسلمان شده‌ايم كه از پرداخت جزيه معاف باشيم و با پرداخت زكات ، چه فرقى ميان ما و غير مسلمانان باقى مانده ! در حالى كه او نه مفهوم « جزيه » را فهميده بود ، و نه مفهوم زكات را ، و يا فهميده بود امّا دنيا پرستى اجازهء بيان حقيقت و اظهار حق به او نمىداد ؛ به هرحال ، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله سخن او را شنيد فرمود : « يا وَيْحَ ثَعْلَبَه ! يا وَيْحَ ثَعْلَبَه ! ؛ واى بر ثعلبه ! اى واى بر ثعلبه ! » و در اين هنگام آيات فوق نازل شد .