نمىبخشد ، چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدايت نمىكند ! »
روشن است كه عدد هفتاد عدد تكثير است ؛ يعنى ، هر قدر هم براى آنها استغفار كنى سودى ندارد !
اين نكته نيز معلوم است كه منظور از فاسق هرگونه گناهكارى نيست ، چرا كه پيغمبر صلى الله عليه و آله براى نجات گناهكاران آمده ، بلكه منظور آن دسته از گناهكاران است كه در گناه اصرار مىورزند و لجاجت دارند ، و در برابر حق مستكبرند .
* * * سپس به يكى از گفتههاى بسيار زشت آنها كه روشنترين گواه نفاق آنها محسوب مىشود اشاره كرده مىفرمايد : « آنها همان كسانى هستند كه مىگويند به افرادى كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله هستند انفاق نكنيد ، و از اموال و امكانات خود در اختيار آنها قرار ندهيد ، تا پراكنده شوند ( هُمْ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَاتُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا ) ! »
« غافل از اين كه تمام خزائن آسمانها و زمين از آنِ خداست ولى منافقان درك نمىكنند ( وَللَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَفْقَهُونَ ) ! »
اين بينواها نمىدانند كه هركس هرچه دارد از خدا دارد ، و همهء بندگان از خوان گستردهء او روزى مىخورند ؛ اگر « انصار » مىتوانند به « مهاجران » پناه دهند و آنها را در اموال خود سهيم كنند ، اين بزرگترين افتخارى است كه نصيبشان شده ، نه تنها نبايد منّتى بگذارند ، بلكه بايد خدا را بر اين توفيق بزرگ شكر گويند ؛ ولى همانگونه كه در شأن نزول خوانديم منافقان مدينه ، منطق ديگرى داشتند .
سپس به يكى ديگر از نفرتانگيزترين سخنان آنها اشاره كرده ، مىافزايد : « آنها مىگويند اگر به مدينه باز گرديم ، عزيزان ، ذليلان را بيرون مىكنند ( يَقُولُونَ لَئِنْ رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ ) ! »
اين همان گفتارى است كه از دهان آلودهء « عبداللَّه بن ابى » خارج شد ، و منظورش اين بود كه ما ساكنان مدينه ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و مؤمنان مهاجر را بيرون مىكنيم ؛ و مراد از
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: ج فرازمند
ص١٨١