و سر انجام شيطان آنها را تنها گذاشته و از آنان بيزارى مىجويد ؟
يا منظور انسان خاصّى است همانند « ابوجهل » و پيروان او كه در جنگ بدر به وعدههاى فريبندهء شيطان دلگرم شدند ، و عاقبت طعم تلخ شكست را چشيدند ، چنان كه در آيهء 48 سورهء انفال مىخوانيم : « وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنْ النَّاسِ وَإِنِّى جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّى بَرِىءٌ مِّنْكُمْ إِنِّى أَرَى مَا لَاتَرَوْنَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ؛
و ( به ياد آور ) هنگامى را كه شيطان ، اعمال مشركان را در نظرشان جلوه داد ، و گفت : امروز هيچكس از مردم بر شما پيروز نمىگردد ؛ و من در كنار شما ( و پناهدهندهء شما ) هستم . ولى هنگامى كه دو گروه ( كافران و مؤمنان ) در برابر يكديگر قرار گرفتند ، به عقب برگشت ، و گفت : من از شما ( پيروانم ) بيزارم ، من چيزى مىبينم كه شما نمىبينيد ؛ من از خدا مىترسم ! و خداوند سخت كيفر است ! »
و يا اينكه ، منظور از « انسان » همان « برصيصاى » عابد بنىاسرائيل است كه فريب شيطان را خورد و كافر شد ، و در لحظات حسّاس شيطان از او بيزارى جست و از او جدا شد .
ولى تفسير اوّل با مفهوم آيه سازگارتر است و تفسير دوم و سوم مىتواند بيان مصداقى از آن مفهوم گسترده باشد ؛ و به هرحال ، عذابى را كه شيطان از آن اظهار وحشت مىكند ظاهراً عذاب دنيا است ؛ و بنابراين ، ترس او جدّى است نه شوخى و استهزا ، و بسيارند كسانى كه از مجازاتهاى نزديك مىترسند ولى نسبت به مجازاتهاى دراز مدت بى اعتنا هستند .
آرى ، چنين است حال منافقان كه دوستان خود را با وعدههاى دروغين و نيرنگ به وسط معركه مىفرستند ، سپس آنها را تنها گذارده فرار مىكنند ؛ چرا كه در نفاق ، وفادارى نيست .
در آيهء بعد سر انجام كار اين دو گروه : « شيطان و اتباعش » و « منافقان و دوستانشان
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: ج فرازمند
ص١٦٢