اكنون به بررسى آيات فوق مىپردازيم :
در آيات پيشين اين سوره ماجراى فتنهء يهود بنىنضير بيان شده است .
آيات مورد بحث به شرح حال گروهى از منافقان و نقش آنها در اين ماجرا مىپردازد ، تا وضع حال هر دو را در مقايسه با يكديگر روشنتر سازد ، و اين روش قرآن است كه براى معرّفى گروهها آنها را در مقام مقايسه با يكديگر قرار مىدهد .
نخست روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و مىفرمايد : « آيا منافقان را نديدى كه پيوسته به برادران كفّارشان از اهل كتاب مىگفتند : اگر شما را از وطن بيرون كنند ما هم با شما خواهيم بود ، و سخن هيچ كس را دربارهء شما اطاعت نخواهيم كرد ، و اگر هم با شما پيكار شود شما را يارى خواهيم كرد ( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمْ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ ) » .
و به اين ترتيب اين گروه از منافقان به طايفهء يهود سه مطلب را قول دادند كه در همه دروغ مىگفتند :
نخست اينكه ، اگر شما را از اين سرزمين بيرون رانند ، ما هم بعد از شما در اينجا نمىمانيم تا جاى خالى شما را ببينيم .
ديگر اينكه ، اگر دستورى بر ضدّ شما صادر شود از هر كسى و هر مقام باشد ، نه حالا ، هيچ وقت اطاعت نمىكنيم !
سوم اينكه ، اگر پاى كارزار به ميان آيد ، ما دوش به دوش شما ايستادهايم و در يارى شما هيچ گونه ترديدى به خود راه نمىدهيم !
آرى ، اينها قولهايى بود كه منافقان قبل از اين ماجرا به يهود دادند ، ولى حوادث بعد نشان داد كه همه دروغ بود .
و به همين دليل ، قرآن با صراحت مىگويد : « خداوند شهادت مىدهد كه آنها دروغگويانند ( وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ) » .
چه تعبير تكاندهندهاى كه با انواع تأكيدها همراه است ؛ ذكر خداوند به عنوان