بر عمق پيام قرآنى آشناتر مىشويم كه مىگويد : « كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّى بَرِىءٌ مِّنْكَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ؛ كار آنها مانند شيطان است كه به انسان گفت : كافر شو ؛ و هنگامى كه كافر شد گفت : من از تو بيزارم ، من از خداوندى كه پروردگار عالميان است بيم دارم ! »
2 عاقبت شوم برصيصاى عابد
بعضى از مفسّران و ارباب حديث در ذيل اين آيات ، روايتى پر معنا از عابدى از بنى اسرائيل به نام « برصيصا » نقل كردهاند كه مىتواند درس بزرگى براى همهء افراد باشد تا هرگز با طناب پوسيدهء شيطان و منافقان به چاه نروند كه رفتن همان ، و سرنگون شدن در قعر چاه همان !
و خلاصهء داستان چنين است :
در ميان بنى اسرائيل عابدى بود به نام « برصيصا » كه زمانى طولانى عبادت كرده بود ، و به آن حد از مقام قرب رسيده بود كه بيماران روانى را نزد او مىآوردند و با دعاى او سلامت خود را باز مىيافتند ؛ روزى زن جوانى را از يك خانوادهء با شخصيّت به وسيلهء برادرانش نزد او آوردند ، و بنا شد مدّتى بماند تا شفا يابد ؛ شيطان در اينجا به وسوسهگرى مشغول شد ، و آن قدر صحنه را در نظر او زينت داد تا آن مرد عابد به او تجاوز كرد ! چيزى نگذشت كه معلوم شد آن زن باردار شده ( و از آنجا كه گناه هميشه سرچشمهء گناهان عظيمتر است ) زن را به قتل رسانيد ، و در گوشهاى از بيابان دفن كرد !
برادرانش از اين ماجرا با خبر شدند كه مرد عابد دست به چنين جنايت هولناكى زده ؛ اين خبر در تمام شهر پيچيد ، و به گوش امير رسيد ؛ او با گروهى از مردم حركت كرد تا از ماجرا با خبر شود ؛ هنگامى كه جنايات عابد مسلّم شد او را از عبادتگاهش فرو كشيدند ؛ پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بياويزند ؛ هنگامى كه بر بالاى