[ گفتارى از قباد محمدى شيخى ]
بسيط الحقيقه « زبدة القواعد » در حكمت متعاليه
قباد محمدى شيخى
مقدمه [ تعمق و تحقيق و راهيابى به درون و حقيقت اشيا ، از لوازم ذاتى انديشهء بشر ]
تعمق و تحقيق و راهيابى به درون و حقيقت اشيا ، از لوازم ذاتى انديشهء بشر است و تا زمانى كه انسان بما هو انسان است ، انديشهء سِريابى و كشف حقايق را همراه و همزاد خود داشته و خواهد داشت و اين تفكر ذاتى به مرور زمان به صورت بحثهاى منظم و منطقى در آمده و از انسجام خاصى برخوردار شده است . اين نوع انديشه را تفكر فلسفى ناميده و صاحب چنين فكرى را فيلسوف خواندهاند .
در گسترهء زمان ، فيلسوفانِ بسيارى پا به عرصهء چنين تعقلى نهادند و هر كدام شيوهاى خاص را در پيمودن اين راه اتّخاذ نمودند كه گاه منجر به تكميل و گاه تخريب آثار فكرى گذشتگان و فتح بابى براى آيندگانِ پويندهء اين راه شد .
مسالك عمدهء وجودشناسى
حكما براى شناخت و تحقيق حقايق هستى ، راههاى متعدد و مختلفى را پيمودند و گرچه طرق شناخت حقايق ، خاصه حقيقةالحقايق ، به تعداد نفوس خلايق مىباشد ، ولى عمدهء مسلكهاى هستىشناسى ، به قرار ذيل است :
1 - سلوك عقلى محض : در اين طريق ، صرفاً با اتكا بر عقل و استدلال ، به شناخت حقايق پرداخته مىشود و صاحبان چنين مسلكى را مشّائيون مىگويند .