دستيابى به اصول ( جهانبينى و انسانشناسى ) پر رنگتر از نصّ است و در درك احكام و اخلاق نيز سهمى كمتر از وحى ندارد ، كليد فهم نصوص وحيانى نيز عقل است ، قرآن در افزون بر سىصد آيه آدمى را به تعقّل و انديشيدن فرمان داده است ، « 1 » سراسر متون و نصوص مقدس اسلامى آكنده از لطايف حِكمى ، مضامين فلسفى و مدّعيات عقلانى است . « 2 » با عنايت به نكات پيشگفته عهد نزول قرآن و عصر صدور روايات اسلامى دورهء طلوع حكمت و عقلانيّت اسلامى است ، هر چند - چون ديگر معارف اسلامى - مجموع آموزههاى حكمى اسلامى در آن روزگار به صورت متنى مجزا از متون مقدس ، تبويب و تدوين نگرديد و اين علل و دلايل بسيارى دارد ، يكى از علل آن در هم تنيدگى اصول احكام عقلانى و وحيانى و دوگانه قلمداد نشدن آنها در متن اين دين است .
مختصّات اين دوره عبارت است از : 1 . فهم امّى و فطرى و اخذ بلاواسطهء عقايد از محضر پيامبر و نصوص اوّليّهء دينى ؛ 2 . بساطت مباحث و عقايد ؛ 3 . فقدان نحلهها و مسالك نظرى تعريف شده ؛ 4 . طرح مباحث ، عارى از تعبير و اصطلاح و سازمان علمى .
مورّخان مطّلع فلسفه و فيلسوفان متضلّع ، شرقشناسان منصف ، با ما در برداشتهاى فوق همدل و همراهند .
دورهء دوم ) در حالى كه خورشيد حكمت و معرفت در مغرب زمين در محاق قرون وسطا مىافتاد ، آفتاب دانش و آگاهى در شرق جديد ( اسلامى ) طلوع مىكرد ، چنين بود كه با رونق بازار تعقّل و تدبّر ، و توسعهء حوزهء نفوذ جغرافيايى و قومى اسلام ، و تكثّر فهمها از متون و عقايد دينى و نيز دخالت نفسانيّتها ، بحثهاى بسيارى پيرامون مبادى و مبانى گزارهها و آموزههاى اسلامى در گرفت و در نتيجه مكاتب و مشارب حكمى و كلامى اسلامى ظهور كردند ، در اين ميان آيات قرآنى و روايات نبوى كه به روش عقلانى به تبيين گزارهها و آموزهها پرداخته بود ، مورد ژرفكاوى بسيار قرار گرفت و اصول
هامش
( 1 ) . علّامهء طباطبائى در تفسير گرانسنگ الميزان ، ج 5 ، ص 254 - 271 ، در باب نسبت دين و عقل و نقد يازده نظريه يا شبههءمطرح در اين زمينه ، بحث مبسوطى فرموده است ، همانجا مىفرمايد : قرآن در افزون بر سىصد آيه آدمى را به تفكر و تعقّل امر مىكند . اهل طلب بدانجا مراجعه كنند
( 2 ) . در رسالهء على و علم الهى تأليف علّامهء طباطبائى رحمه الله ترجمهء سيد ابراهيم سيد علوى و رسالهء على بنموسى الرّضا والفلسفة الالهية ، تأليف استاد آيةاللَّه جوادى آملى ، شواهد بسيارى بر طرح دقايق فلسفى در كلمات معصومان ذكر و شرح شده است