صَبَّارٍ شَكُورٍ .
« 1 »
اوّلًا : اين همه توصيهء قرآن ، بلكه امر آن به مراجعهء انسانها به نشانهها و آيات و واسطه قرار دادن آنها جهت شناخت خداوند براى چيست ؟ مسلماً براى احراز يقين بيشتر به خداوند متعال و درك بيشتر صفات اوست .
ثانياً : شناخت و يقين حقيقى به خداوند يعنى چه ؟ با تحليلى كه از شناخت و يقين به خداوند وجود دارد ، آن عين تقرب و نزديك شدن به خداوند است . هر چه شناخت و يقين بيشتر شود ، توحيد و تقرب انسان فزونى مىيابد .
ثالثاً : قرآن كريم علم و يقين را به عنوان برترين هدف آفرينش ياد كرده و اين در حالى است كه عبادت به عنوان هدف وسط ياد شده است :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
« 2 » و در سورهء مباركه حجر مىفرمايد :
« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »
« 3 » ؛ به اين معنى كه عبادت گرچه هدف است ، ليكن هدف متوسط است و هدف برتر ، يقين يعنى شناخت مصون از اشتباه و دگرگونى است . « 4 »
با اين سه نكته مىتوان نتيجه گرفت وقتى براى شناخت و يقين مىتوان سراغ واسطه رفت كه چيزى جز تقرب به خداوند نمىباشد ، چگونه واسطه قرار دادن موجودى براى محو آثار گناهان كه از براى خداوند و مشمول مغفرت خداست ، شرك است ؟ آيا بخشش گناهان جز بازگشت و تقرب به سوى خداوند مىباشد ؟ شناخت ، موجب تقرب و مغفرت و توبه است .
چرا در يكى واسطه صحيح است و نفى توحيد عبادى نيست و در ديگرى نفى توحيد و شرك و خدشه در عبادت خداوند مىباشد ؟
2 . در برخى از آيات چيزهايى مانند شجرهء طيبه و مشكوة را به اسماى حُسناى الهى تشبيه نموده و يك نوع يكسانى در آثار قائل شده و در برخى آيات براى خداوند مثالهايى ذكر نموده است ، چون :
كلمةً طيبةً كشجرةٍ طيبة . « 5 »
هامش
( 1 ) . لقمان ( 31 ) آيه 31
( 2 ) . ذاريات ( 51 ) آيه 56
( 3 ) . حجر ( 15 ) آيه 99
( 4 ) . شناختشناسى در قرآن ، آيةاللَّه جوادى آملى ، ص 132
( 5 ) . ابراهيم ( 14 ) آيه 24