مىدهد ، به خداوند هم منسوب مىدارد و نتيجه مىگيرد كه اسباب وجودى ، سببيت خود را از خود ندارند و مستقل در تأثير نيستند ، بلكه مؤثر حقيقى و به تمام معنى كلمه ، جز خداوند نمىباشد . « 1 »
سببيت اين قبيل وسايط را مرحوم علّامه طباطبائى « شفاعت تكوينى » نام نهاده است و دربارهء برخى از آيات شفاعت چون :
له ما فى السموات و ما فى الارض مَنْ ذا الذى يشفع عنده الّا باذنه . « 2 »
انَّ ربَّكم اللَّه الذى خلق السموات و الارْض فى ستّةِ ايّامٍ ثُمَّ استوى على العرش يدبّر الامر ما مِن شفيعٍ الّا مِن بَعد اذنه . « 3 »
مىفرمايد :
خداى سبحان مبدأ نخستين هر سبب و هر تأثير است و سببى هر سبب بالأخره به او منتهى مىشود . پس مالك على الاطلاقِ خلق و ايجاد اوست و همهء علل و اسباب امورى هستند كه واسطهء ميان او و غير او و وسيلهء انتشار رحمت اويند . آن رحمتى كه پايان ندارد و نعمتى كه بىشمار به خلق و صنع خود دارد . « 4 »
در كتاب شفاعت همين بحث تحت عنوان شفاعت در نظام آفرينش مطرح و بيان شده است :
فيض و رحمت بىپايان پروردگار طبق نظام خاصى از مبدأ اعلى به جانب موجودات فرود مىآيد و خداوند علل و اسبابى در نظام آفرينش قرار داده است ، مانند اينكه آب و هوا و تابش آفتاب را وسيلهء تهيهء مواد اوليهء غذاى انسان و حيوان و گياه قرار داده است . دربارهء اين سلسله علل و وسايط ، شفاعت و شفعا در قرآن كريم به كار رفته است . « 5 »
آيا اعتقاد به وجود چنين واسطههايى با بيان و تفسير و نيتى كه گذشت ، نفى توحيد افعالى يا توحيد ربوبى مىكند يا عدم پذيرش آن نفى توحيد خواهد بود ؟ آيا اگر انسان سراغ آنها
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيه 255
( 3 ) . يونس ( 10 ) آيه 3
( 4 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 297
( 5 ) . شفاعت ، احمد مطهرى - غلامرضا كاردان ، ص 51