نهم : هر كس از مقام مباهله متأخّر شد و بدان جرگه راه نيافت كمتر از آن است كه در مقام نشر علامات دين حق تقدم بر اهل مباهله داشته باشد ، چرا كه آنان اهل بيت پيامبرند .
طبرسى نوشته است : پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وقتى على عليه السلام را به مسجد بردند و از وى خواستند با ابوبكر بيعت كند فرمود : من به اين امر [ امر خلافت ] سزاوارم نه او ، بايد شما با من بيعت كنيد ، شما خلافت را از انصار گرفته و گفتيد : چون ما خويشان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىباشيم ، در حالى كه خلافت را از ما گرفته غصب مىكنيد ؟ . . .
سپس افزود : اى گروه مهاجر و انصار ! عهد و پيمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء من را به دست فراموشى نسپاريد ، خلافت و قدرت پيغمبر را از خانهاش خارج نسازيد و به خانههاى خود نبريد ، اهل او را از حق و مقامشان منع نكنيد . اى مردم ! شما مىدانيد كه « إنّا أهل البيت أحق بهذا الامر منكم . . . و لاعلمت أن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم ترك يوم غدير خم لأحدٍ حجة ولالقائل مقالًا . . . ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز غدير خم حجت را بر هر كس تمام كرد و هيچ جاى سخن بر كسى فرو مگذاشت ، به خدا سوگند مىدهم هر مردى شنيد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء من فرمود : « من كُنت مولاه فهذا عليّ مولاه أللّهم وال مَن والاه و عاد من عاده و انصر من نصره و اخذل من خذله » الآن شهادت بدهد به آنچه شنيده است .
زيدبن ارقم گفت : دوازده هزار مرد از افرادى كه در جنگ بدر ( بدريون ) حاضر بودند شهادت دادند ، ولى من شهادت ندادم [ با اينكه در غدير خم اين سخن را از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم ] از اين رو ، علىّ عليه السلام نفرين كرد و من نابينا شدم .
اين افراد روز ديگر خدمت على عليه السلام رسيده گفتند : ما از رسول خدا شنيديم كه مىفرمود :
« عليّ مع الحقّ و الحقّ مع عليّ يميل مع الحقّ كيفما مال » اينك آمده دربارهء اين امر با شما مشورت كنيم .
همراهان و شيعيان على عليه السلام در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به سخن پرداختند از جمله ، ابوذر گفت : شما مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : خلافت بعد از من از آن على عليه السلام ، سپس از دو پسرم حسن و حسين عليهما السلام و آنگاه از پاكان ذرّيهء من است « الأمر بعدي لعليّ ثم لإبني الحسن والحسين ثم للطاهرين من ذرّيتي » . « 1 »
هامش
( 1 ) . طبرسى ، احتجاج ، « باب ذكر طرف ممّا جرى بعد وفاة رسول اللَّه » ص 73 و بعد