آذاني ، و من آذاني فقد آذى اللَّه » . « 1 »
بنابراين ، حضور فاطمه در مباهله يعنى حضور قلب و روح و تن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم . از اين رو ، هيچ كس را نرسد كه قلب و جان و پارهء تن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم باشد .
هشتم : از آيهء مباهله اين حقيقت آشكار شد كه على بن ابىطالب عليه السلام جان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و از معدن ذات و صفات اوست . همچنين خواستههاى على عليه السلام از خواستههاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جدا نيست ، اين دو در شكل و صورت جدا ، ليكن در فضل و ساير كمالات يكى مىباشند .
يكى بودن جان و صفات برجسته پيامبر و على عليهما السلام در زبان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، على عليه السلام و ساير پيشوايان معصوم به كرّات ديده مىشود و به آن استدلال مىكنند از اين رو ، همهء فلاسفه و متكلمان شيعه و بسيارى از متكلمان اهل سنّت نيز اين استدلال را پذيرفته و نگاشتهاند ، لذا ما از هر كدام يك نمونه كوتاه باز مىنگاريم :
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد :
يا على ! هر كس تو را به قتل برساند مرا كشته ، هر كه با تو كينه ورزد با من كينه ورزيده و هر كه به تو بد بگويد به من بد گفته است « لِأَنّك منّي كنفسي ، روحك من روحي و طينتك من طينتي ؛ زيرا تو مانند من هستى ، روح تو برخاسته از جان من و سرشت تو از سرشت من است . « 2 »
امام على عليه السلام برخى از برجستگىهاى خود را بازگو كرده مىفرمايد :
هيچ كس بر من به نماز پيشى نگرفت مگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم . در آن زمان اسلام در خانهاى نيامده بود مگر خانهء رسول خدا و خديجه ، و من سوم ايشان بودم « أرى نورَ الوحى و الرّساله و أشمّ ريحَ النبوّة ؛ نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را مىبوييدم و هنگامى كه وحى بر آن حضرت نازل شد صداى شيطان را شنيدم ، گفتم : اى پيامبر خدا ! اين چه صدايى است ؟ فرمود : اين شيطان است كه از عبادتش مأيوس گشته و ناله مىكند « إنّك تسمع ما أسمع و ترى ما أرى إلّاإِنّك لستَ بنبيّ و لكنّك لوزيرٌ و انك لعلى خيرٍ » ( يا على ! ) مىشنوى آنچه من مىشنوم و مىبينى آنچه من مىبينم [ در همهء اوصاف و كمالات وجودى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 54 و 80
( 2 ) . تفسير نورالثقلين ، ذيل آل عمران ( 3 ) آيهء 61 ، به نقل از كتاب خصال و مناقب