ملاك يا نحوهء تحقق علم حضورى
علم حضورى عالم به معلوم هنگامى حاصل تواند شد كه پاى وجود جمعى در كار باشد ؛ يعنى بين عالم و معلوم فواصل زمانى و مكانى در كار نبوده و اتصال وجودى حاكم باشد و واقعيت معلوم از عالم پنهان نباشد . حال يا واقعيت عالم و معلوم وحدت حقيقى دارند ، مانند علم حضورى نفس به خود و يا معلوم ، فرع و وابستهء وجودى عالم باشد ، مانند علم حضورى نفس به صور علمى خود . « 1 »
چگونگى تحقق علم حصولى
در باب چگونگى تحقق علم حصولى ، دو ديدگاه را مىتوان در آثار علّامه يافت :
الف ) در ديدگاه اول نظر بر اين است كه محسوسات نخست با بدن متصل مىشوند و از آنجا كه نفس نيز با بدن اتحاد و اتصال دارد ، پس نفس نيز با آنها متحد مىگردد و آنها را با علم حضورى مىيابد . پس از اين قوهء خاصى به نام « خيال » اين يافت حضورى به محسوسات را تبديل به علم حصولى و تصويرى مىكند و آنگاه به حافظه مىدهد . پس از اين مرحله ؛ يعنى تشكيل صور حسى و خيالى ، ذهن با عمليات ويژهاى مانند مقايسه ، تجريد و . . .
صورتهاى كلى و عقلى را نيز مىسازد . « 2 »
ب ) در ديدگاه دوم فعاليت بدن در تماس با اشيا و محسوسات زمينه ساز و معدِّ نفس براى درك حضورى ضعيف نسبت به عالم مثال و عالم عقل است . پس از اين ، نفس اين يافت حضورى خود را از روى اضطرار و ناچارى ( براى فعاليتهاى نظرى و عملى ) تبديل به علم حصولى مىكند و در قالب آگاهىهاى حسى ، خيالى و عقلى در مىآورد . « 3 »
بهطور كلى علّامه فرايند كلى ادراك حصولى را در سه مرحلهء كلى مىداند :
1 ) وجود يك سلسله از عوامل خارجى .
2 ) انجام يافتن فعاليتهاى خاص عصبى و غيره در بدن .
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ص 195 - 196 ، 198
( 2 ) . همان ، ص 199 - 201 . و مجموعه رسائل ، ص 278 - 279
( 3 ) . نهايةالحكمه ، ص 239