مرگ سلطان سليم در سال 927 ق ، گويا امير عبدالوهاب از زندان آزاد گرديد ، ولى به علت ضعف مزاجى كه در زندان عارض وجودش گشته بود ، در استانبول در سال 927 ق وى و دوستش ، خواجهملا كه او نيز با وى زندانى بود ، وفات يافتند و در همان شهر در جوار مزار ايوب انصارى ، مدفون گرديدند .
گويا درگذشت امير عبدالوهاب عادى نبود و او را به شهادت رساندند ، زيرا درگذشت دو نفر در يك روز و يك جا ابهامانگيز است .
از امير عبدالوهاب پنج اولاد باقى ماند ، به نامهاى : امير عبدالغفار ، مشهور به مير بزرگ ، امير عبدالباقى ، امير عبدالجبار ، امير عبدالرزاق ، مشهور به مير سلطان و امير عبدالبارى .
سادات طباطبائى آذربايجان همه از اولاد امير عبدالوهاب هستند . وى دوازدهمين جدّ علّامه طباطبائى قدس سره است .
4 . وصيت امير عبدالوهاب طباطبائى
همچنان كه قبلًا ذكر گرديد امير عبدالوهاب ، جدّ دوازدهم علّامه طباطبائى است .
شخصيتهايى كه مختصرى از شرح حال آنها ذكر گرديد ، همه از سلالهء پاك اين سيد بزرگوار هستند كه اگر تمامى عالمان اين خاندان ذكر شود ، متجاوز از دويست مجتهد و عالم زبردست است ، مانند سيد على طباطبائى ( صاحب رياضالمسائل ) ، فرزندش سيد مجاهد ، محمد رفيع نظام العلماء ، محمد مهدى قاضى طباطبائى ، شهيد قاضى طباطبائى و . . . .
اين خاندان خدمات شايانى به عالم تشيّع نمودهاند و شخصيت و روحيات اميرعبدالوهاب در نسلهاى بعدىاش جارى و سارى بود .
تنها اثرى كه از امير عبدالوهاب برجاى ماند ، وصيت نامهء وى است . او اين وصيت را در زندان عثمانىها نوشت .
اين وصيت را امير خطاب به اولادش نگاشت و در آن راههاى درستكارى و طاعت و بندگى خداوند را به اولادش سفارش نمود . در جاى جاى اين وصيت امير به آيات قرآنى و روايات نبوى و علوى استناد مىكند كه دلالت بر فضل و كمال علمى او دارد .
امير عبدالوهاب بعد از خود خاندانى برجاى گذاشت كه تاكنون در مدت پانصد سال مشعلدار هدايت جامعهء تشيّع بوده و شخصيتهاى بىنظيرى به عالم تشيّع تحويل دادهاند .