احاديث حديثهايى وجود داشته باشد كه من فكر مىكنم از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدهام ولى در واقع از كسان ديگر دريافت كرده باشم ) .
و اما در مورد ائمه هدى عليهم السلام ما كوچكترين ترديدى نداريم كه اگر روايتى از آنان نقل شده باشد كه سند آن صحيح و اتصال آن به يكى از آنها مسلم باشد اين حديث گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله است .
و خود ائمه عليهم السلام نيز اين موضوع را با صراحت كامل و عقيده راسخ اعلان نمودهاند كه حديث ما حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله است .
نتيجه اينكه : اولًا نه تنها كلينى رحمه الله بلكه هيچ محدثى اعم از شيعه و اهل سنت حاضر نيست حديث عالى السندى را كه با پنج واسطه به رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرسد ترك نموده و حديث نازل السندى را كه با ده واسطه به مروى عنه مىرسد نقل نمايد مگر با مرجحات قوى كه نزول سند را جبران كند و در مورد بحث چنين مرجحى وجود ندارد .
ثانياً به فرض انتخاب چنين روش و نقل حديث نازل با وجود حديث عالى هيچ محدثى حاضر نيست حديث مطمئنتر را كه به معصوم مىرسد ترك و حديث ديگرى را كه به غير معصوم مىرسد ولو مطمئن است نقل نمايد ؛ بنابر اين مرحوم كلينى با انتخاب اين روش نزديكترين و مطمئنترين راه را در نيل به حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله اختيار نموده است و انتخاب اين روش براى هر محدث ديگر اعم از محدث شيعه و اهل سنت از نظر علمى ضرورى و اجتنابناپذير مىباشد .
نكته قابل توجه !
ولى بايد به اين نكته توجه نمود كه اگر ما از محور سؤال شما كه منحصراً كتاب كافى است فراتر برويم و در مورد ساير جوامع حديثى و منابع تفسيرى شيعه بحث كنيم ، پاسخ ما اين است كه در اين جوامع و منابع احاديث فراوان از طريق راويان اهل سنت و خصوصاً عايشه و عبداللَّه بن عمر و حتى خلفاى سه گانه با قلت حديثشان نقل گرديده است ، زيرا شرايط و محدوديت احاديث كافى در آنها وجود نداشته است .