كه اهل بيت طرفدار جدى نقل و كتابت حديث ولى خلفا و عدهاى از صحابه به پيروى از آنان از نقل و كتابت حديث ممانعت و جلوگيرى نمودند اين موضوع گر چه يك بحث گسترده و دامنهدار و يك موضوع اساسى و ريشهدارى است اما به تناسب حجم نامه و در محدوده همين پاسخ سير اين مسئله را در دوران خلفا و نتيجه آن را در كتابهاى حديثى اهل سنت بررسى ، آنگاه به پاسخ مشروح سؤال به صورت جمعبندى مطالب ، نائل مىگرديم .
2 . حديث در دوران ابوبكر
ذهبى در تذكرة الحفاظ مىگويد : پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوبكر مردم را جمع نمود و گفت : شما از پيامبر اكرم حديثهايى نقل مىكنيد و گاهى در ميان شما اختلاف پديد مىآيد و اگر وضع بدين منوال بگذرد مسلمانان آينده به اختلاف شديدترى دچار خواهند گرديد ، لذا پس از اين از پيامبر حديثى نقل نكنيد و اگر كسى مطلبى از شما سؤال نمود بگوييد ميان ما و شما همين قرآن بس ، حلال آن را حلال و حرامش را حرام بدانيد . « 1 »
باز هم ذهبى از عايشه نقل مىكند : پدرم ابوبكر پانصد حديث از رسول خدا جمع كرده بود . يك شب ديدم در ميان رختخوابش ناراحت است ؛ به طورى كه ناراحتى وى موجب نگرانى من گرديد . چون صبح شد ، علت ناراحتى او را جويا شدم . در پاسخ گفت : دخترم آن احاديث را بياور . سپس همه آن احاديث را به وسيلهء آتش از بين برد و چنين گفت : مىترسم بميرم و اين احاديث در پيش شما بماند و شايد در ميان آنها حديثهايى باشد كه من از افراد مورد اعتماد نقل كرده باشم ولى آنان در واقع افراد مورد اعتمادى نباشند و من مسؤول باشم . « 2 »
3 . حديث در دوران عمر بن الخطاب
پس از گذشت دوران تقريباً دو ساله خلافت خليفه اول و شروع خلافت عمر بن خطاب و در طول ده سال خلافت وى ، منع از نقل و كتابت حديث مرحلهء جدىترى
هامش
( 1 ) . تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 3 .
( 2 ) . تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 5 .